صافي در شرح کافي - قزوینی، خلیل - الصفحة ١٨٣
بعد از اين» و اين دور نيست. يعنى: با گفته اللّه تعالى كه: درنمى يابد ذات اللّه تعالى را ديده ها، خواه ديده چشم ها و خواه ديده دل ها و او درمى يابد ديده ها را.
[حديث] نهم
.اصل: [مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيى، عَنْ أَحْمَدَ بْنِ «إِحَاطَةُ الْوَهْمِ؛ أَ لَا تَرى إِلى قَوْلِهِ: «قَدْ جاءَكُمْ بَصائِرُ مِنْ رَبِّكُمْ» ؟ لَيْسَ يَعْنِي بَصَرَ الْعُيُونِ «فَمَنْ أَبْصَرَ فَلِنَفْسِهِ» ؛ لَيْسَ يَعْنِي مِنَ الْبَصَرِ بِعَيْنِهِ «وَمَنْ عَمِىَ فَعَلَيْها» [١] ؛ لَيْسَ يَعْنِي عَمَى الْعُيُونِ، إِنَّمَا عَنى إِحَاطَةَ الْوَهْمِ، كَمَا يُقَالُ: فُلَانٌ بَصِيرٌ بِالشِّعْرِ، وَفُلَانٌ بَصِيرٌ بِالْفِقْهِ، وَفُلَانٌ بَصِيرٌ بِالدَّرَاهِمِ، وَفُلَانٌ بَصِيرٌ بِالثِّيَابِ، اللّه ُ أَعْظَمُ مِنْ أَنْ يُرى بِالْعَيْنِ».
شرح: الْاءدْرَاك: دريافتن. و مراد اين جا، رسيدن به ذات اللّه تعالى، خواه به كنه ذات او باشد و خواه به شخص او. الْوَهْم: ديده دل؛ به معنى آنچه در دل درمى آيد از علوم. قَالَ: إِحَاطَةُ الْوَهْمِ مبنى بر اين است كه عمده در اين مقام، نفى احاطه وهم است، پس منافات ندارد با اين كه نفى اَبصارِ عين نيز داخلِ مراد باشد. أَلَا تَرى تا آخر، براى دفع توهّم حصرِ مراد در نفى اَبصار عين است. الْبَصَائِر، جمع «بَصيرة»: ديده ورى هاى دل. و مراد اين جا، حجّت ها است و آنها آياتِ بيّنات است كه در آنها نهى از پيروى ظن و اختلاف از روى ظن و امر به سؤال أهلِ الذِّكْر از هر غيرِ معلوم و مانند آنها است و هر كدام، حجّت و برهان است بر وجود امام عالم به جميعِ احكام تا انقراض دنيا، موافقِ آيت سوره حديد: «هُوَ الَّذِى يُنَزِّلُ عَلَى
[١] انعام (٦): ١٠٤.