صافي در شرح کافي - قزوینی، خلیل - الصفحة ٥٧٨
به قدرى كه صحيح باشد ، تكليف ، متحقّق باشد . فَاء در فَهُمْ براى بيان فَجَعَلَ تا آخر است و مى تواند بود كه براى تفريع بر آن باشد. يعنى: بصرى گفت كه: پس گفت او را امام جعفر صادق عليه السلام كه: به درستى كه اللّه تعالى خلق كرد قسمى از مخلوقين خود را كه قابل تكليف باشند ، پس كرد در ايشان پيش از وقت فعلِ مُكلَّفٌ بِه ، آلت وسعت در قدرت بر مكلّفٌ بِه را بى وسعت در قدرت بر آن ، بلكه بى اصل قدرت بر آن نيز ، بعد از آن در وقتِ فعلِ مُكلّفٌ بِه تفويض نكرد سوى ايشان . بيانِ اين آن كه : ايشان ، وسعت در قدرت بر فعلِ مكلّفٌ بِه دارند در وقتى كه مطلوب شده فعل از ايشان كه در آن وقت به جا آورند و با وقوع آن فعل از ايشان و با تمام كردنِ ايشان آن فعل را .
.اصل:«فَإِذَا لَمْ يَفْعَلُوهُ [١] ، لَمْ يَكُونُوا مُسْتَطِيعِينَ أَنْ يَفْعَلُوا فِعْلاً لَمْ يَفْعَلُوهُ ؛ لِأَنَّ اللّه َ ـ عَزَّ وجَلَّ ـ أَعَزُّ مِنْ أَنْ يُضَادَّهُ فِي مُلْكِهِ أَحَدٌ».
شرح: فَاء براى بيانِ إِذَا فَعَلُوا ، يا تفريع بر آن است . به جاى أَنْ يَفْعَلُوا فِعْلاً لَمْ يَفْعَلُوهُ نگفت : «أَنْ يَفْعَلُوهُ» تا اشارت باشد به اين كه اگر بعض فعل را كنند و بعض را نكنند نفى استطاعت به قدر بعض نكرده است . و نفى استطاعتِ فعلِ نكرده شده مذكور است در سوره كهف در آيت: «الَّذِينَ كَانَتْ أَعْيُنُهُمْ فِي غِطَاءٍ عَنْ ذِكْرِي وَكَانُوا لَا يَسْتَطِيعُونَ سَمْعاً» [٢] و در آيت: «إِنَّكَ لَنْ تَسْتَطِيعَ مَعِيَ صَبْراً» . [٣] لِأَنَّ دليلِ فَإِذَا لَمْ يَفْعَلُوهُ تا آخر ، يا دليل لَمْ يُفَوِّضْ تا آخر است . و حاصل هر دو ، يكى است. يعنى: پس اگر نكردند تمام مُكلّفٌ بِه را ، نبوده اند صاحبان وسعت تامّ در قدرت كه كنند قدرى از فعل را كه نكرده اند ؛ چه اللّه ـ عَزَّ وَ جَلَّ ـ بى ننگ تر از اين است كه
[١] كافى مطبوع : + «في ملكه» .[٢] كهف (١٨) : ١٠١ .[٣] كهف (١٨) : ٦٧ و ٧٢ و ٧٥ .