صافي در شرح کافي - قزوینی، خلیل - الصفحة ١٦٠
.اصل: قَالَ: وَسَأَلْتُهُ: هَلْ رَأى رَسُولُ اللّ وَتَعَالى ـ أَرى رَسُولَهُ بِقَلْبِهِ مِنْ نُورِ عَظَمَتِهِ مَا أَحَبَّ».
شرح: هَلْ رَأى اشارت است به اين كه جواب مسأله اوّلى موافق نمى نمايد با نقلى كه: رسول، ربّ خود را ديد در معراج. نُورِ عَظَمَتِهِ عبارت است از اسم اعظم و مى آيد در «كتابُ الْحُجَّةِ» در احاديثِ «بابُ مَا أَعْطَى الْأَئِمَّةَ عليهم السلام مِنِ اسْمِ اللّهِ الْأَعْظَمِ» ـ كه باب سى و ششم است ـ اين كه: اسم اعظم هفتاد و سه جزء دارد و از جمله آنها، هفتاد و دو معلومِ رسول اللّه و اوصياى اوست و يك جزء، معلومِ غيرِ اللّه تعالى نيست. يعنى: يعقوب گفت كه: و پرسيدم او را در مكتوب كه: آيا ديد رسول اللّه صاحب كلّ اختيار خود را؟ در جواب نوشت: به درستى كه اللّه تعالى نمود رسول خود را به دلش از جمله اسم اعظمِ خود، آنچه را كه اللّه تعالى خواست.
[حديث] دوم
.اصل: [أَحْمَدُ بْنُ إِدْرِيسَ، عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الْجَبَّارِ ]عَنْ صَفْوَانَ بْنِ يَحْيى، قَالَ: سَأَلَنِي أَبُو قُرَّةَ الْمُحَدِّثُ أَنْ أُدْخِلَهُ عَلى أَبِي الْحَسَنِ الرِّضَا عليه السلام ، فَاسْتَأْذَنْتُهُ فِي ذلِكَ، فَأَذِنَ لِي فَدَخَلَ عَلَيْهِ، فَسَأَلَهُ عَنِ الْحَلَالِ وَالْحَرَامِ وَالْأَحْكَامِ حَتّى بَلَغَ سُؤَالُهُ إِلَى التَّوْحِيدِ، فَقَالَ أَبُو قُرَّةَ: إِنَّا رُوِّينَا أَنَّ اللّه َ قَسَّمَ الرُّؤْيَةَ وَالْكَلَامَ بَيْنَ نَبِيَّيْنِ، فَقَسَمَ الْكَلَامَ لِمُوسى، وَلِمُحَمَّدٍ الرُّؤْيَةَ.
شرح: مراد به حلال و حرام، مسائل فروعِ فقه است و مراد به احكام، مسائل اصولِ فقه است. يا مراد، اعمّ از مسائلِ اصول فقه و مسائل اصول دين است. رُوِّينَا، به صيغه مجهول باب تَفعيل است. التَّرْوِيَة: راوى كردن كسى را؛ به معنى روايتِ حديثى براى آن كس، به روشى كه آن كس داند صحّت آن را، پس آن را براى ديگران روايت كند اگر خواهد. «انّ» به فتح و كسر همزه و تشديد نون مفتوحه و به فتح همزه و سكون نون مى تواند بود و بنا بر سوم، مفسّره است؛ چون تَرويه، متضمّن معنى قول است. و بنا بر