صافي در شرح کافي - قزوینی، خلیل - الصفحة ٢٠٧
شرح حديث سابق، پس وَلَا يَبْلُغُونَ از قبيل عطف تفسير است. الْكُنْه (به ضمّ كاف و سكون نون): مبلغ و منتهاى چيزى. يعنى: روايت است از عبد اللّه ابن سنان از امام جعفر صادق عليه السلام ، راوى گفت كه: گفت: به درستى كه اللّه تعالى بزرگ است، بلند مرتبه است، توانايى ندارند بندگان بر بيانِ او چنانچه هست و نمى رسند به مبلغ و منتهاى كمال او؛ چه درنمى يابد او را ديده ها؛ نه ديده چشم و نه ديده دل و او مى يابد ديده ها را و اوست و بس مجرّدِ داناىِ هر چيز. مضمون آيت سوره انعام است كه بيان شد در حديث نهمِ باب سابق.
.اصل:«وَلَا يُوصَفُ بِكَيْفٍ، وَلَا أَيْنٍ وَحَيْثٍ، وَكَيْفَ أَصِفُهُ بِالْكَيْفِ وَهُوَ الَّذِي كَيَّفَ الْكَيْفَ حَتّى صَارَ كَيْفاً، فَعُرِفَتِ الْكَيْفُ بِمَا كَيَّفَ لَنَا مِنَ الْكَيْفِ؟! أَمْ كَيْفَ أَصِفُهُ بِأَيْنٍ وَهُوَ الَّذِي أَيَّنَ الْأَيْنَ حَتّى صَارَ أَيْناً، فَعُرِفَتِ الْأَيْنُ بِمَا أَيَّنَ لَنَا مِنَ الْأَيْنِ؟! أَمْ كَيْفَ أَصِفُهُ بِحَيْثٍ وَهُوَ الَّذِي حَيَّثَ الْحَيْثَ حَتّى صَارَ حَيْثاً ، فَعُرِفَتِ الْحَيْثُ بِمَا حَيَّثَ لَنَا مِنَ الْحَيْثِ؟! فَاللّه ُ ـ تَبَارَكَ وَتَعَالى ـ دَاخِلٌ فِي كُلِّ مَكَانٍ، وَخَارِجٌ مِنْ كُلِّ شَيْءٍ «لَا تُدْرِكُهُ الْأَبْصَارُ وَهُوَ يُدْرِكُ الْأَبْصَارَ» لَا إِلهَ إِلَا هُوَ الْعَلِيُّ الْعَظِيمُ «وَهُوَ اللَّطِيفُ الْخَبِيرُ» ».
شرح: لَا يُوصَفُ، به صيغه مضارع غايبِ مجهول باب «ضَرَبَ» است. كَيف در اوّل، به سكون ياء منوّن است و در دوم (به سكون ياء و فتح فاء) براى استفهام انكارى است و در سوم، به سكون ياء است و در چهارم، به تشديد ياء به صيغه ماضى غايبِ معلومِ باب تَفعيل است و در پنجم و ششم و هفتم (به تشديد ياء مكسوره) به صيغه صفت مشبّهه است و در هشتم، به صيغه ماضى غايب معلومِ باب تَفعيل است و در نهم (به تشديد ياء مكسوره) صفت مشبّهه است و در دهم و يازدهم (به سكون ياء و فتح فاء) براى استفهام انكارى است. أَيْن در اوّل و دوم (به فتح و كسر همزه و سكون ياء دو نقطه در پايين) با تنوين است و به معنى وقت است، موافق آنچه گذشت در شرح حديث دوّمِ باب ششم ـ كه