صافي در شرح کافي - قزوینی، خلیل - الصفحة ٦٨
ششم : آنچه گويا كرده به آن زبانهاى بندگان را ، مثل حنجره و مخارج حروف و آلات نطق و تكيّف هوا به كيفيّت صوت تا گوش سامع ؛ چه اثر حكمت و تدبير در آنها ظاهر است. هفتم : معجزاتى كه خارق عادت و مقارن دعوى رسل صادر شده ؛ چه معلوم است كه از راه اقتضاى طبعِ اجسام نيست ، بلكه به محضِ تدبيرِ فاعلِ عالم است . مخفى نماند كه از اين ظاهر مى شود كه دلالت مُعْجِز بر صدق رسول ، در دعوى موقوف بر علم به تدبيرِ فاعلِ عالم نيست تا دور لازم آيد . و اين است حاصل آنچه اللّه تعالى گفته در سوره شُعَراء : «قَالَ لَئِنِ اتَّخَذْتَ إِلَـهًا غَيْرِى لَأَجْعَلَنَّكَ مِنَ الْمَسْجُونِينَ * قَالَ أَوَ لَوْ جِئْتُكَ بِشَىْ ءٍ مُّبِينٍ * قَالَ فَأْتِ بِهِ إِن كُنتَ مِنَ الصَّـدِقِينَ» . [١] هشتم : آنچه فرو فرستاده بر بندگان ، مثل آنچه گذشت در حديث دوم اين باب كه : «وَكَيْفَ احْتَجَبَ عَنْكَ مَنْ أَرَاكَ قُدْرَتَهُ فِي نَفْسِكَ» [٢] تا آخر و مثل عذابهايى كه بر مخالفان رُسُل واقع شده ، مثل اصحابُ الفيل ؛ چه معلوم است كه از راه اقتضاى طبعِ اجسام نيست ، بلكه به محضِ تدبير فاعل عالم است . بس است اينها در دليل بر وجود صاحبِ كلِّ اختيارِ هر كس و هر چيز ـ عزّ وجلّ ـ كه قادرِ مختار است در هر فعلِ خود ، نه مضطرّ .
[١] شعراء (٢٦) : ٢٩ ـ ٣١ .[٢] الكافي ، ج ١ ، ص ٧٤ ، ح ٢ .