صافي در شرح کافي - قزوینی، خلیل - الصفحة ٦٠٧
اشارت به اين است كه : باعث اين مى شود كه آهسته آهسته به استدلالات ظنّيّه مستند شوند و دل ، پر از آفت شود.
.اصل: إِنَّ اللّه َ تَعَالى قَالَ لِنَبِيِّهِ صلى الله عليه و آله : «إِنَّكَ لَا تَهْدِى مَنْ أَحْبَبْتَ وَ لَـكِنَّ اللّهَ يَهْدِى مَن يَشَآءُ» [١] وَقَالَ: «أَفَأَنتَ تُكْرِهُ النَّاسَ حَتَّى يَكُونُوا مُؤْمِنِينَ» [٢] ذَرُوا النَّاسَ؛ فَإِنَّ النَّاسَ أَخَذُوا عَنِ النَّاسِ ، وَإِنَّكُمْ أَخَذْتُمْ عَنْ رَسُولِ اللّه ِ صلى الله عليه و آله .
شرح: به درستى كه اللّه ـ تَبَارَكَ وَ تَعَالى ـ در مقام نهى از حرص و افراط در مجادله با مشركان گفته با پيغمبر خود صلى الله عليه و آله در سوره قصص كه: به درستى كه تو توفيق نمى توانى داد هر كه را كه خواهى ايمان او را ، و ليك اللّه تعالى توفيق مى دهد هر كه را كه خواهد . و گفته در سوره يونس كه: «وَلَوْ شَاءَ رَبُّكَ لَامَنَ مَنْ فِي الْأَرْضِ كُلَّهُمْ جَمِيعاً أَ فَأَنْتَ» [٣] : اگر مى خواست صاحب كلِّ اختيار تو ، هر آيينه مؤمن مى شد هر كه در زمين است همگى ايشان با يكديگر ؛ و نخواسته . آيا پس تو جبر مى توانى كرد مردمان را مؤمن شوند ، در صورتى كه ايمانِ ايشان را اللّه تعالى نخواسته باشد؟! اشارت به اين است كه : ايمانِ اختيارىِ ايشان را اللّه تعالى نخواسته ، پس طريقى نمانده مگر جبر ؛ و آن ، مقدور تو نيست ، بگذاريد مخالفان را . به اين معنى كه : افراط در مجادله مكنيد ؛ چه مخالفان ما دين خود را از امثال خود گرفته اند و محكمات قرآن را نشنيده انگاشته اند و شما دين خود را از رسول اللّه صلى الله عليه و آله در محكمات قرآن گرفته ايد .
.اصل:«إِنِّي سَمِعْتُ أَبِي عليه السلام يَقُولُ : إِنَّ اللّه َ ـ عَزَّ وَجَلَّ ـ إِذَا كَتَبَ عَلى عَبْدٍ أَنْ يَدْخُلَ فِي هذَا الْأَمْرِ، كَانَ أَسْرَعَ إِلَيْهِ مِنَ الطَّيْرِ إِلى وَكْرِهِ».
شرح: الْوَكْر (به فتح واو و سكون كاف و راء بى نقطه) : آشيان مرغ.
[١] قصص (٢٨) : ٥٦ .[٢] يونس (١٠) : ٩٩ .[٣] يونس (١٠) : ٩٩ .