صافي در شرح کافي - قزوینی، خلیل - الصفحة ١٦٢
شرح: الْاءِدْرَاك: دريافتن چيزى به عنوان تشخّص، يا به كنه ذات. الْأَبْصَار (جمع بَصَر): ديده ها؛ خواه ديده هاى چشم ها و خواه ديده هاى دل ها. الْاءِحَاطَة: دور چيزى گرفتن. و مراد اين جا، بودنِ علم به چيزى است به روشى كه متعلّق به تشخّص آن چيز يا به كنه ذاتِ آن چيز شود. مُحَمَّدٌ مرفوع و اسمِ لَيْسَ است و خبرش محذوف است به تقديرِ «أَ لَيْسَ مُحَمَّدٌ الْمُبَلِّغَ». وَهُوَ عَلى صُورَةِ الْبَشَرِ، مبنى بر روايت مخالفان است كه: محمّد عليه السلام او را ديد بر صورتِ جوان سى ساله خوش اندام، چنانچه مى آيد در حديث سوم بابِ آينده. يعنى: پس گفت امام رضا عليه السلام در جواب او كه: پس بنا بر صدقِ اين روايت، كيست آن كس كه رسانيده از جانبِ اللّه تعالى سوى دو طايفه سنگين ـ كه جنّ و انس باشند ـ در سوره انعام اين كه: درنمى يابد او را ديده ها. و در سوره طه اين كه: احاطه نمى كند به اللّه تعالى علم مردمان. و در سوره شورى اين كه: نيست مانند در اسمِ جامدِ محضِ آن قسم، كسى را كه خالق جميعِ ماسِوى باشد هيچ چيز؛ آيا نيست محمّد، آن رساننده؟ ابو قُرّه گفت كه: بلى، محمّد، آن است. امام گفت كه: چگونه مى آيد مردى سوى مخلوقين همگى، پس خبر مى دهد ايشان را اين كه آمده از جانبِ اللّه تعالى و اين كه مى خواند ايشان را سوى اطاعتِ احكام الهى و ترك خودرأيى، خواندنى كه به فرمان اللّه تعالى باشد، پس مى گويد كه: ادراك نمى كند او را اَبصار و احاطه نمى كند به او علمِ خلايق و نيست مانند آن قسم كسى، هيچ چيز، بعد از آن مى گويد كه: من ديدم او را به چشم خود و احاطه كرد به او علم من و او بر صورتِ مردم است؟! آيا شرم نمى كنيد، توانايى ندارند منكرانِ ربوبيّت و نبوّت كه دشنام دهند پيغمبر عليه السلام را به اين قسم دشنامى كه شما مى دهيد، كه مى آورده باشد از جانبِ اللّه تعالى چيزى را و بعد از آن آوَرَد نقيض آن را از روى ديگر؛ به معنى اين كه دو رو و دو زبان باشد.