صافي در شرح کافي - قزوینی، خلیل - الصفحة ٣٧٢
پس گفت امير المؤمنين عليه السلام كه: اللّه ـ عَزَّ وَ جَلَّ ـ بنابر قرآن نگاه دارنده عرش و آسمان ها و زمين است و آنچه در آسمان ها و زمين است و آنچه در ميان آنها است. و آن، مدلول قول اللّه ـ عَزَّ وَ جَلَّ ـ است در قرآن در سوره فاطر: به درستى كه اللّه ، با وجود معاصىِ بندگان، نگاه مى دارد آسمان ها و زمين را از اين كه برطرف شود. و هر آينه اگر نگاه ندارد آنها را، نگاه نمى دارد آنها را هيچكس بعد از اللّه تعالى؛ به درستى كه او بود پيش از زمان اين شريعت نيز بى تعجيل در جزاى عِصيانِ كافران، بخشاينده عصيان مؤمنان.
.اصل: قَالَ: فَأَخْبِرْنِي عَنْ قَوْلِهِ: «وَ «إِنَّ الْعَرْشَ خَلَقَهُ اللّه ُ تَعَالى مِنْ أَنْوَارٍ أَرْبَعَةٍ: نُورٍ أَحْمَرَ ، مِنْهُ احْمَرَّتِ الْحُمْرَةُ، وَنُورٍ أَخْضَرَ ، مِنْهُ اخْضَرَّتِ الْخُضْرَةُ، وَنُورٍ أَصْفَرَ ، مِنْهُ اصْفَرَّتِ الصُّفْرَةُ، وَنُورٍ أَبْيَضَ ، مِنْهُ الْبَيَاضُ، وَهُوَ الْعِلْمُ الَّذِي حَمَّلَهُ اللّه ُ الْحَمَلَةَ».
شرح: «مَنْ» در مِنْ أَنْوَارٍ براى سببيّت است. و مراد به نور، مصلحتى است كه معلومِ اللّه تعالى است و وصفِ آن به أَحْمَر و نظاير آن، به اعتبار مقتضاى آن است. هر يك از حُمْرَت و خُضْرت و صُفْرَت و بَياض، مصدر به معنى اسم فاعل است؛ و حُمْرَت عبارت از فعل الهى است كه كسى قادر بر دفع آن نيست و احمرارِ آن، به معنى شدّت آن است، به اعتبار اين كه مشيّت حتمِ الهى به آن تعلّق گرفته و به باقىِ اقسام، مشيّت عزم تعلّق گرفته [است]. و فرق ميان مشيّت حتم و مشيّت عزم مى آيد در حديث چهارمِ باب بيست و ششم. و استعمال حُمْرت در شدّت بسيار است در كلام عرب، مثلِ «أَحْمَرَ الْحَرْب» به معنى «اشْتَدَّ»؛ و «مَوْتٌ أَحْمَرَ» به معنى شديد؛ و «سَنَةٌ حُمْراء» به معنى «شَدِيدَةُ الْجَدْب».