صافي در شرح کافي - قزوینی، خلیل - الصفحة ١٦٧
كمالات، نسبت به رسول مانندِ «قابَ قَوْسَيْن» بود و در بعضى، مانند قاب يك قوس بود نسبت به قاب ديگرش. و مى تواند بود كه «أو» به معنى «بَلْ» ترقّى باشد، چنانچه بعضى گفته اند در آيت سوره صافّات: «وَ أَرْسَلْنَـهُ إِلَى مِاْئَةِ أَلْفٍ أَوْ يَزِيدُونَ» [١] اگر چه معنى ديگر براى آن بيان مى شود در «كتابُ الْحُجَّةِ» در شرح حديث اوّلِ باب دوم. «أَدْنى» عبارت است از قابِ قَوْسَيْنِ واحد. و ذكر قاب، در «فَكَانَ قَابَ قَوْسَيْنِ أَوْ أَدْنى» دلالت مى كند بر اراده اين معنى از «أَدْنى»؛ زيرا كه اگر مراد اين نمى بود، به جاى آن مى گفت كه: «فَكَانَ أَحَدَ قَوْسَيْنِ أَوْ أَدْنى». پس بعد از اين همه مراتب، شتابان و صريح كرد شَديدُ القُوى، سوى بنده خود محمّد، آنچه را كه شتابان و صريح كرد در حق على. مراد اين است كه: آن ايحاء، بى وجه و خلافِ مصلحت نيست. هرگز اعتقاد باطل نكرده دلِ آدمى مادامى كه آن دل، ديده باشد چيزى را. اشارت به اين است كه: دل محمّد جزم كرد به آنچه در حق على گفت و جهل مركّب، هرگز در قوّت به مرتبه جزم نمى رسد، بلكه ظنّى است كه صاحبش به هوا و هوس آن را جزم مى شمرد. آيا پس مجادله مى كنيد ـ اى منافقانِ قريش ـ با محمّد در آنچه مكرّر مى بيند آن را به دل ـ كه وحى الهى باشد ـ در حق على؛ و حال آن كه، هر آينه به تحقيق ديد صاحبِ شما آن وحى را در حق على، وقتِ ديگر نزول آن وحى نزدِ سِدْرَةُ الْمُنْتَهى؛ به معنى يك درختِ كنار، كه در آخرِ مكان است. نزد آن درخت است جَنَّةُ الْمَأْوى؛ به معنى باغ جا گرفتن، كه ارواح انبيا و حُجَج در آنجا مى باشند. وقتى ديد كه فرو مى گرفت سِدْرَةُ الْمُنْتَهى را آنچه فرو مى گرفت؛ به معنى اين كه جميع انبيا و حُجَج كه در جَنَّةُ الْمَأْوى بودند ـ جمع مى شدند بر آن سِدْرَةُ الْمُنْتَهى با ملائكه مقرّبين. مراد اين است كه: جميع انبيا و اوصيا و ملائكه مقرّبين گواه شدند بر وصايتِ امير المؤمنين عليه السلام . و اين مضمون مى آيد در حديث دوّمِ باب چهاردهمِ «كتابُ الْحُجَّةِ».
[١] نجم (٥٣): ١٩.[٢] نجم (٥٣): ١ ـ ٢٠.[٣] تفسير القمّي، ج ٢، ص ٣٣٥.[٤] نجم (٥٣): ٢٣.[٥] الكافي، ج ١، ص ٤٨١، ح ٥ .[٦] زمر (٣٩): ٩.[٧] الكافي، ج ١، ص ١٥، ح ١٢.[٨] ضحى (٩٣): ٧.[٩] شورى (٤٢): ٥١ .[١٠] ذاريات (٥١): ٥٨ .[١١] صافّات (٣٧): ١٤٧.[١٢] الكافي، ج ١، ص ٤٨١، ح ٥ .