صافي در شرح کافي - قزوینی، خلیل - الصفحة ٣٦١
شرح: اسم ابنِ اُذَيْنَة (به ضمّ همزه و فتح ذال با نقطه) عُمَر بن اُذَيْنة است، يا محمّد بن عمر بن اُذينة است. «مَا يَكُونُ مِن نَّجْوَى» تا آخر در سوره مجادله است. «يَكُونُ» از افعال تامّه است. «من» زائده است براى افاده عموم. «نَجْوى» به فتح نون و سكون جيم و الف، مصدر يا اسم مصدرِ باب «نَصَرَ» است؛ و بنابر اوّل، به معنى تمهيدِ عداوت كسى كردن در راز است، يا به معنى مطلق راز گفتن است. و معنى اوّل، مناسب آيت سوره زخرف است كه: «أَمْ يَحْسَبُونَ أَنَّا لَا نَسْمَعُ سِرَّهُمْ وَ نَجْوَاهُم» . [١] و مذكور است در «كِتَابُ الرَّوْضَة» پيش از حديث قوم صالح در ذيل «خُطْبَةٌ لِأَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ عليه السلام » كه: آيت سوره مجادله و آيت سوره زخرف نازل شده در شش كس كه اصحاب صحيفه ملعونه اند [٢] ومذكور شدند در شرح حديث دوازدهم باب اوّلِ «كَتِابُ الْعَقْل» و أيضاً مى آيد در «كِتَابُ الْحُجَّة» در حديث چهل و سوّمِ باب صد و هفتم كه «بَابٌ فِيهِ نُكَتٌ وَ نُتَفٌ مِنَ التَّنْزِيلِ فِي الْوَلَايَةِ» [٣] است اين كه آيت زخرف در ايشان نازل شده [است]. تتمّه آيت سوره مجادله اين است: «وَ لَا أَدْنَى مِن ذَ لِكَ وَ لَا أَكْثَرَ إِلَا هُوَ مَعَهُمْ أَيْنَ مَا كَانُواْ» [٤] ؛ شايد كه ترتيب ذكر «ثَلَاثَة» و «خَمْسَة» و «أَدْنى» و «أَكْثَر» براى اين باشد كه اوّلاً سه كسِ ايشان جمع شده باشند و نجوى كرده باشند: اَبو بكر و عمر و اَبو عبيدة بن جراح (كه امين ايشان است) چنانچه در تفسير على بن ابراهيم مذكور است. [٥] و ثانياً پنج كس شده باشند و نجوى كرده باشند. و ثالثاً يكى از آن پنج كس بيرون رفته باشد براى طلب ششم و چهار كس باقى مانده نجوى كرده باشند. و رابعاً شش كس شده باشند؛ و نجوى كرده باشند؛ پس مُشَارٌ إِلَيْهِ «ذلِكَ» خَمْسَة است. «نَجْوى» مضاف است به «ثَلَاثَة» و مى تواند بود كه «نَجْوى» جمع «نَاجى» باشد،
[١] زخرف (٤٣): ٨٠ .[٢] الكافي، ج ٨ ، ص ١٧٣، ح ١٩٤.[٣] الكافي، ج ١، ص ٤٢٣، ح ٤٧.[٤] مجادله (٥٨): ٧.[٥] تفسير القمّى، ج ٢، ص ٣٥٦.