صافي در شرح کافي - قزوینی، خلیل - الصفحة ٣٠٩
وَحْدَاني، منسوب به وَحْد يا وَحْدَة به زياده الف و نون براى مبالغه است. و الْوَحْدَانِيَّة: وحدانى بودن. ذكر كاف در كَقَوْلِهِ اشارت است به اين كه ذكر اين آيت به عنوان مثال است. و از اين قبيل است آيت سوره لقمان و سوره زمر: «وَ لَئِن سَأَلْتَهُم مَّنْ خَلَقَ السَّمَـوَ تِ وَ الْأَرْضَ لَيَقُولُنَّ اللَّهُ» [١] و امثال اين مضمون در قرآن بسيار است. يعنى: روايت است از ابو هاشم جعفرى، گفت كه: پرسيدم امام محمّد تقى عليه السلام را كه: چيست معنى «وَاحِد» در امثال آيت سوره رعد: «قُلِ اللَّهُ خَالِقُ كُلِّ شَىْ ءٍ وَ هُوَ الْوَ حِدُ الْقَهَّـرُ» [٢] ؟ پس گفت كه: اتّفاق زبان هاى مشركان بر اعتراف به وجودِ اللّه تعالى به سبب آن يگانگى است، چنانچه اللّه تعالى گفته در سوره زخرف كه: و هر آينه اگر پرسى مشركان را كه آيا خلق كرده ايشان را، هر آينه مى گويند البتّه كه اللّه . مراد امام عليه السلام اين است كه: «الْوَاحِد» اين جا مأخوذ است از «وَحْدَه» به معنى تفرّد در خلقِ هر چيز، يا در خلق آنچه وجود آن به محضِ نفوذ اراده و قولِ «كُنْ» است.
[١] زخرف (٤٣): ٨٧ .[٢] رعد (١٣): ١٦.