صافي در شرح کافي - قزوینی، خلیل - الصفحة ٤٢
اى مرد! خبر ده مرا كه اگر سخن ، سخن شما باشد ـ و در واقع ، نيست سخن ، چنانچه شما مى گوييد ـ آيا نيستيم ما با شما برابر ، كه ضرر نكند ما را نماز كردن ما و روزه داشتن ما و زكات دادن ما و اقرار كردن ما به كردگارِ به تدبير؟ پس ساكت شد آن مرد. بعد از آن گفت امام عليه السلام : و اگر بوده باشد سخن ، سخن ما ـ و در واقع ، سخن ، سخن ماست ـ آيا نيستيد كه به تحقيق ، جهنّمى شديد و ما نجات يافتيم؟
.اصل: فَقَالَ: رَحِمَكَ اللّه ُ، أَوْجِدْنِي كَيْ «وَيْلَكَ، إِنَّ الَّذِي ذَهَبْتَ إِلَيْهِ غَلَطٌ؛ هُوَ أَيَّنَ الْأَيِّنَ [١] ، وَكَيَّفَ الْكَيِّفَ بِلَا كَيْفٍ ؛ فَلَا يُعْرَفُ بِالْكَيْفُوفِيَّةِ، وَلَا بِأَيْنُونِيَّةٍ، وَلَا يُدْرَكُ بِحَاسَّةٍ، وَلَا يُقَاسُ بِشَيْءٍ» .
شرح: الْاءِيجَاد : كسى را دريابنده چيزى كردن ؛ و مراد اين جا تعليم است . بدان كه استعمال ايجاد در تكوين ؛ و وجود در كون ؛ و موجود در كائن ، از تصرّف مترجمان كتب فلاسفه يا بعض متكلّمين است . و چون بسيار مشهور شده ، ديگران مسامحه و مماشات مى كنند ، بنا بر اعتماد بر ظهورِ مراد ؛ و باكى نيست . و بر اين قياس است استعمال عدم در فنا ؛ و معدوم در فانى ؛ و اعدام در اِفناء . كَيْفَ (به فتح كاف و سكون ياء و فتح فاء) براى سؤالِ چگونگىِ چيزى است . أَيْنَ (به فتح همزه و سكون ياء و فتح نون) براى سؤالِ كجايىِ چيزى است ، به معنى حالتى كه چيزى را باشد به اعتبار نسبت آن چيز به چيز ديگر در مكان ، مثل «أَيْنَ أَنْتَ مِنْ زَيْدٍ؟» : كجايى تو نسبت به زيد؟ آيا نزديكى به او ، يا دور ؛ و در يمين اويى ، يا در يسار؟ و مانند اينها . التَّأْيِين : چيزى را صاحب كجايى كردن . الأَيِّن (به فتح همزه و تشديد ياء مكسوره) : صاحب كجايى . و اين تفسير براى اين دو لفظ به مناسبت سؤال است و
[١] در كافى مطبوع و همه نسخه هاى موجود در تحقيق جديد كافى (تحقيق دار الحديث) ، عبارت چنين است : «هُوَ أَيَّنَ الْأَيْنَ بِلَا أَيْنٍ» . و آنچه شارح محترم در اين جا ضبط نموده است، در هيچ نسخه اى يافت نشد .