صافي در شرح کافي - قزوینی، خلیل - الصفحة ١٩٣
سوى من و اِعلام كنى مرا به آنچه مذهبِ حق است در اقرار به يگانه بودنِ اللّه تعالى در صفات ربوبيّت، خوب خواهد بود. پس نوشت سوى من: پرسيدى ـ رحمت كناد تو را اللّه تعالى ـ از مذهب صحيح در توحيد و از آنچه رفته اند به آن جمعى كه نزد توانَد. بيانِ اوّل اين كه: برى است از بيان به اسمِ جامدِ محضْ اللّه ، كه نيست مانند در اسم جامدِ محضِ آن قسم كسى را هيچ چيز. و اوست و بس شنواى بينا. بيانِ اين شد در شرح حديث چهارمِ باب دوم كه «بابُ إطْلَاقِ الْقَوْلِ بِأَنَّهُ تَعالى شَيْءٌ» است. بيانِ دوم اين كه: برى است از آنچه بيان مى كنند او را بيان كنندگان، كه مانند مى شمرند اللّه تعالى را به خلق او در صورت و در تخطيط افترا مى كنند بر اللّه تعالى.
.اصل:«فَاعْلَمْ ـ رَحِمَكَ اللّه ُ ـ أَنَّ الْمَذْهَبَ الصَّحِيحَ فِي التَّوْحِيدِ مَا نَزَلَ بِهِ الْقُرْآنُ مِنْ صِفَاتِ اللّه ِ جَلَّ وَعَزَّ، فَانْفِ عَنِ اللّه ِ تَعَالَى الْبُطْلَانَ وَالتَّشْبِيهَ، فَلَا نَفْيَ وَلَا تَشْبِيهَ ، هُوَ اللّه ُ الثَّابِتُ الْمَوْجُودُ، تَعَالَى اللّه ُ عَمَّا يَصِفُهُ الْوَاصِفُونَ، وَلَا تَعْدُوا الْقُرْآنَ؛ فَتَضِلُّوا بَعْدَ الْبَيَانِ».
شرح: صِفَات، عبارت است از اسماى مشتقّه و مانند آنها كه البتّه خارج از فرد خود است، پس هيچ كدام عَلَم و اسمِ جنس نيست. الْبُطْلَان: به كار نيامدن. و مراد اين جا، معطّل بودن است كه بيان شد در شرح حديث دوّمِ باب دوّم. النَّفْي: برطرف كردن. و مراد اين جا، حكم به بطلان است. الثَّابِت: پا بر جا. و مراد اين جا، دائم است و آن ازلى و ابدى است، يا مراد واجبِ بالذات است؛ و حاصلِ هر دو يكى است. الْمَوْجُود: يافت شده. و مراد اين جا، كسى است كه معلوم است نزد هر كس كه به سنّ تمييز رسيده باشد، موافق آنچه گذشت در حديث دوّمِ «بابُ النِّسْبَة» ـ كه باب