صافي در شرح کافي - قزوینی، خلیل - الصفحة ٢٨٢
الْمَجْد (به فتح ميم و سكون جيم و دال بى نقطه) مصدر باب «نَصَرَ» و «حَسُنَ»: عظمت مرتبه. و قول امام عليه السلام كه: وَالسِّينُ سَنَاءُ اللّهِ، وَالْمِيمُ مَجْدُ اللّهِ از قبيل تشبيه است مثل «زَيْدٌ أَسَدٌ». و مقصود اين است كه: اسم در «بِسْمِ اللّهِ» به معنى سموّ (به ضمّ سين و ضمّ ميم و تشديد واو) است و آن، مصدر معتلّ اللّام واوىِ باب «نَصَرَ» است و به معنى مجموعِ سَنا و مجد است، پس چون همزه «اسم» به وصل افتاده، گويا كه سين به معنى «سَناء» است و ميم به معنى «مَجْد» است و مناسبِ اين است اشتقاق «سَمَاء» به معنى آسمان؛ زيرا كه هم رفعت دارد و هم عظمت. بدان كه وزن «فُعُول» به ضمّ فاء مُطّرد است در مصدر ثلاثى مجرّد كه ماضى آن مفتوح العين باشد و لازم باشد. و جوهرى در صحاح گفته كه: وَالاِسْمُ مُشْتَقٌّ مِنْ سَمَوْتُ؛ لِأَنَّهُ تَنْوِيهٌ وَرَفْعَةٌ، وَتَقْدِيرُهُ: افْعِ، وَالذَّاهِبُ مِنْهُ الْوَاو؛ لِأَنَّ جَمْعَهُ: أَسْمَاء. وَتَصْغِيرَهُ: سُمَيّ. وَاخْتُلِفَ فِي تَقْدِيرِ أَصْلِهِ؛ فَقَالَ بَعْضُهُمْ: فِعْلٌ. وَقَالَ بَعْضُهُمْ: فُعْلٌ. وَأَسْمَاءُ يَكُونُ جَمْعاً لِهذَا الْوَزْنِ وَهُوَ مِثْلُ جِذْع وَأجْذَاع، وَقُفْل وَأَقْفَال، وَهذَا لَا تُدْرَكُ صِيغَتُهُ إِلَا بِالسَّمْعِ [١] . مخفى نماند كه چون «سَناء» و «عُلُوّ» يك معنى دارد و «مَجْد» و «عظمت» يك معنى دارد و بِسْمِلِه در اوّل قرآن و در اوّل هر سوره است و أيضاً «اقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّكَ» [٢] در اوّل قرآن است به اعتبار ترتيبِ نزول سُوَر، مى توان گفت كه: «الْعَلِيُ الْعَظِيمُ» اوّل اسماى الهى است، چنانچه گذشت در حديث دوّمِ باب سابق. الْمُلْك (به ضمّ ميم و سكون لام): پادشاهى. پس حاصلِ مَجد و مُلْك يكى است و مراد، استقلال در قدرت است كه مخصوص اللّه تعالى است. وَرَوى بَعْضُهُمْ: الْمِيمُ مُلْكُ اللّهِ، عبارتِ مصنّف است كه در ميان اجزاى حديث درآورده و ضميرِ «بَعْضُهُمْ» راجع به «عِدَّةٌ» است كه آن چهار كس اند. مراد به «رَحْمان» كسى است كه بخشيده به هر چيز تدبيرى را كه لايقِ آن است، پس متعلّق به جميع مخلوقات است. و مراد به «رَحيم» كسى است كه مهربان به هر
[١] الصحاح، ج ٦، ص ٢٣٨٣ (سمو) با اختلاف اندك.[٢] علق (٩٦): ١ .