صافي در شرح کافي - قزوینی، خلیل - الصفحة ١٢٨
كه كى بود؟ بيانِ اين آن كه: بود صاحب كلّ اختيار من، در پيشِ هر پيش، بى پيشى كه با او باشد و او در پسِ هر پس از جمله حوادث دنياست، بى پسى كه با او باشد و بى پايانِ كارى كه او را حاصل شود و بى منتهايى براى پايان كار، او بريده شد پايان هاى كار نزد او، پس او پايانِ كار هر پايانِ كار است.
.اصل:«فَقَالَ: يَا أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ، أَفَنَبِيٌّ أَنْتَ؟ فَقَالَ: وَيْلَكَ، إِنَّمَا أَنَا عَبْدٌ مِنْ عَبِيدِ مُحَمَّدٍ صلى الله عليه و آله ».
شرح: پس داناى جهود گفت كه: اى امير المؤمنين! آيا بنا بر اين بيانى كه كردى، پيغمبرى تو كه اين مضمون ها به وحىِ الهى به تو رسيده باشد بى واسطه بشر؟ پس امير المؤمنين عليه السلام گفت كه: اى مرگِ ناگهان تو! جز اين نيست كه من غلامى ام از غلامان محمّد صلى الله عليه و آله . مراد اين است كه: اينها به وحى، معلومِ او شده و او تعليم من كرده [است].
[حديث] ششم
.اصل: وَرُوِيَ أَنَّهُ سُئِلَ عليه السلام : أَيْن «أَيْنَ سُؤَالٌ عَنْ مَكَانٍ ، وَكَانَ اللّه ُ وَلَا مَكَانَ».
شرح: و روايت كرده شده اين كه: امير المؤمنين عليه السلام پرسيده شد كه: كجا بود صاحبِ كلِّ اختيار ما، پيش از آن كه آفريند آسمانى را و زمينى را؟ پس گفت امير المؤمنين عليه السلام كه: «كجا» سؤال است از جايى؛ و بود اللّه تعالى و جايى نبود.
[حديث ]هفتم
.اصل: [عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدٍ، عَنْ سَهْلِ بْنِ ز «قَالَ رَأْسُ الْجَالُوتِ لِلْيَهُودِ: إِنَّ الْمُسْلِمِينَ يَزْعُمُونَ أَنَّ عَلِيّاً مِنْ أَجْدَلِ النَّاسِ وَأَعْلَمِهِمْ، اذْهَبُوا بِنَا