صافي در شرح کافي - قزوینی، خلیل - الصفحة ٤٧٣
و متشابه، به معنى متوافق در حاصلِ مضمون باشد، نظير آيت سوره بقره: «وَ أُتُواْ بِهِ مُتَشَـبِهًا» . [١] و «مَثَانِي» تفسير متشابه باشد براى احتراز از معنى متشابه مقابلِ محكم. و اقشِعْرارِ جُلُود اهل خَشيت از آنها به سبب اين باشد كه مضمون آن آيات، تكليفِ مَا لَا يُطَاق مى نمايد اوّلاً پيش از توجّه و علم به وجوب امام عالم به جميع نفسِ احكام اللّه تعالى در هر زمان. و ذكر اللّه عبارت از آن امام باشد كه باعث سكون جُلود و اطمينان قلوب است، موافق آيت سوره رعد: «الَّذِينَ ءَامَنُواْ وَ تَطْمَئِنُّ قُلُوبُهُم بِذِكْرِ اللَّهِ أَلَا بِذِكْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ» . [٢] و ذلِكَ اشارت به ذكر اللّه باشد. و «هُدَى اللَّهِ» به معنى راهنما از جانبِ اللّه تعالى باشد. و «مَن يَشَـآءُ» عبارت از شيعه اماميّه كه پيروان آن امام اند باشد. و «وَ مَن يُضْلِلِ اللَّهُ» عبارت از منكران وجوبِ آن امام در هر زمان باشد، به اعتبار اين كه گم كرده اند راه حق را؛ و استفهام در أَ فَمَنْ يَتَّقَي انكارى باشد و مِنْ مبتدا باشد و ضمير «وَجْهَهُ» راجع به اللّه باشد و وجهه عبارت از آن امام باشد و خبر مبتدا، مقدّر باشد به تقديرِ «كَمَنْ لَا يَتَّقِي بِوَجْهِهِ» و واو در وَقِيلَ حاليّه باشد، يا عاطفه بر جمله اللّهُ نَزَّلَ باشد و ظَالِمِينَ عبارت از «مَنْ يُضْلِلِ اللّهُ باشد». و موافق اين است آيت سوره حجر: «وَ لَقَدْ ءَاتَيْنَـكَ سَبْعًا مِّنَ الْمَثَانِى وَ الْقُرْءَانَ الْعَظِيمَ» [٣] بنابر اين كه سوره فاتحه، هفت آيت است و از جمله مثانى است، چنانچه بيان شد در شرح اوّلِ خطبه مصنّف. و سوره فاتحه، قرآن عظيم است به اعتبار اين كه بى آن نماز درست نيست، پس اشرفِ صُوَرِ قرآنيّه است. نَحْنُ الْمَثَانِي به معنى اين است كه: ما ائمّه هُدى، اگر نمى بوديم، مثانى در قرآن نمى بود؛ زيرا كه چاره اى جز پيروى ظن در نفس احكام اللّه تعالى نمى بود. يا به معنى اين است كه: مَثانى، نصوص بر امامتِ ماست يكى بعد از يكى تا انقراض دنيا؛ و حاصل هر دو يكى است. و از اين ظاهر مى شود كه وجه اعجاز قرآن، اشتمال آن بر
[١] بقره (٢): ٢٥.[٢] رعد (١٣): ٢٨.[٣] حجر (١٥): ٨٧ .