صافي در شرح کافي - قزوینی، خلیل - الصفحة ٢٦٤
يَقُولُ: ذَلِكَ فِي يَوْمِ صِفِّينَ وَهُوَ يُطَارِدُ [١] . يعنى: پس از آن ظاهر ساخت از جمله آن چهار جزء سه اسم را براى حاجت مخلوقان سوى آن سه اسم. و پنهان گذاشت از جمله آن چهار جزء يك اسم را كه ذات است و آن اسمى است كه در حجاب است، در خزانه غيب است، پس آن سه اسم، بازگشتِ جميع اَسمائى است كه ظاهر است. بيانِ اين مبحث آن كه: آنچه به سبب اين سه اسم ظاهر است، به وجه، نه به كنه اوست، اللّه است تَبَارَكَ وَ تَعَالى.
.اصل:«وَسَخَّرَ سُبْحَانَهُ لِكُلِّ اسْمٍ مِنْ هذِهِ الْأَسْمَاءِ أَرْبَعَةَ أَرْكَانٍ، فَذلِكَ اثْنَا عَشَرَ رُكْناً».
شرح: الرُّكْن (به ضمّ راء و سكون كاف): آنچه باعث قوّت شود. و مراد اين جا، جزء عمده است، يا مراد، لشكر است به معنى مَدلولاتِ التزاميّه اسمى به اعتبار اين كه كثرت مدلولِ لفظ، باعث قوّت آن لفظ است. اهل حسابِ عرب به جاى «جَمْعاً»: «فَذلِكَ» مى گويند و لِهذَا حاصلِ جمع را «فَذْلَكَة» مى نامند. يعنى: و رام كرد اللّه ـ سُبْحَانَهُ ـ براى هر نامى از اين سه نام، چهار جزء عمده را؛ پس مجموع آن، دوازده جزء عمده است.
.اصل:«ثُمَّ خَلَقَ لِكُلِّ رُكْنٍ مِنْهَا ثَلَاثِينَ اسْماً فِعْلاً مَنْسُوباً إِلَيْهَا».
شرح: ضمير مِنْهَا راجع به «أَرْكَان» است. فِعْلاً (به كسر فاء) صفت «اسْما» است و مراد به فعل، مفعول است. ضمير إلَيْهَا راجع به «ثَلَاثَةِ أَسْمَاء» است. يعنى: بعد از آن آفريد براى هر جزء عمده (از جمله دوازده جزء عمده) سى نام كه كرده شده است، منسوب است سوى آن سه اسم.
.اصل:«فَهُوَ الرَّحْمنُ، الرَّحِيمُ، الْمَلِكُ، الْقُدُّوسُ، الْخَالِقُ، الْبَارِئُ، الْمُصَوِّرُ
[١] عُدّة الداعي، ص ٢٧٨.