صافي در شرح کافي - قزوینی، خلیل - الصفحة ٥٥٧
الرَّسُلِ وَكَانَ اللّهُ عَزِيزاً حَكِيماً» [١] . يعنى: به درستى كه اللّه تعالى امر كرده جنّ و انس را به طاعات براى دلالتِ ايشان به خير . و نهى كرده براى اجتناب فرمودنِ ايشان از شرّ . و بخشيده بر عملِ كم ، ثواب بسيار . و عصيان كرده نشده بر حالى كه مغلوب باشد . و اطاعت كرده نشده بر حالى كه اكراه كننده باشد . و قادر نكرده كسى را بر فعلى بر حالى كه واگذارنده باشد سوى او آن فعل را . و خلق نكرده آسمان ها را و زمين را و آنچه را كه در ميان آن دو است به كار نيامدنى . و نفرستاده رسل را بشارت دهندگانِ مطيعانِ اوصيا و ترسانندگانِ مخالفان اوصيا عبث . آن باعثِ بطلان خلق و عبث بودنِ فرستادن ، ظن كافران است ؛ به اين معنى كه مظنونِ ايشان است ، پس واى براى كافران از آتش جهنّم .
.اصل:«فَأَنْشَأَ الشَّيْخُ يَقُولُ: { أَنْتَ الْاءِمَامُ الَّذِي نَرْجُو بِطَاعَتِهِ يَوْمَ النَّجَاةِ مِنَ الرَّحْمنِ غُفْرَاناً } { أَوْضَحْتَ مِنْ أَمْرِنَا مَا كَانَ مُلْتَبِساً جَزَاكَ رَبُّكَ بِالْاءِحْسَانِ إِحْسَاناً». }
شرح: پس آن پيرمرد شروع كرد مى گفت اين دو بيت را كه مضمونش اين است: تويى و بس بعد از رسول صلى الله عليه و آله ، بى فاصله آن امامى كه اميد مى داريم به فرمان بردارى او در روز نجاتِ اهل نجات از رحمانْ آمرزش گناهان را . واضح ساختى از كارى كه به ما متعلّق است آنچه را كه مشتبه بود ، مثل تعلّق قضا و قدر با وجود بقاى اختيار و قدرت . جزا دهاد تو را صاحبِ كلِّ اختيار تو به مقابله احسانى كه به ما كردى احسان خود را در دنيا و عقبى .
[حديث ] دوم
.اصل: [الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ، عَنْ مُعَلَّى «مَنْ زَعَمَ أَنَّ اللّه َ يَأْمُرُ بِالْفَحْشَاءِ، فَقَدْ كَذَبَ عَلَى اللّه ِ؛ وَمَنْ زَعَمَ أَنَّ الْخَيْرَ وَالشَّرَّ إِلَيْهِ ، فَقَدْ
[١] الكافي ، ج ١ ، ص ١٦٠ ، ح ١ .[٢] ص (٣٨) : ٢٧ و ٢٨ .[٣] نساء (٤) : ١٦٥ .