صافي در شرح کافي - قزوینی، خلیل - الصفحة ١٧٨
اعتراف به هستى ربّ العالمين بر آنها است. لَايُشَبَّهُ، به صيغه مجهول باب تَفعيل است. در سوره انعام چنين است: «وَكَذَ لِكَ جَعَلْنَا فِى كُلِّ قَرْيَةٍ أَكَـبِرَ مُجْرِمِيهَا لِيَمْكُرُواْ فِيهَا وَمَا يَمْكُرُونَ إِلَا بِأَنفُسِهِمْ وَمَا يَشْعُرُون * وَإِذَا جَآءَتْهُمْ ءَايَةٌ قَالُواْ لَن نُّؤْمِنَ حَتَّى نُؤْتَى مِثْلَ مَآ أُوتِىَ رُسُلُ اللَّهِ اللَّهُ أَعْلَمُ حَيْثُ يَجْعَلُ رِسَالَتَهُ» [١] . از جمله احتمالات اين است كه: «جَعَلْنَا» اِخبار است از حالِ اهل جاهليّتِ جُهلاء كه پيش از بعثت رسول آخر الزمان بوده و مذكور شد در «كتابُ الْعَقْل» در حديث هفتمِ باب بيست و يكم كه «بابُ الرَّدِّ إِلَى الْكِتَابِ وَالسُّنَّة» تا آخر است و در آن وقت، كسى متوجّه وصىّ عيسى عليه السلام نبوده، يا اقلّ قليل بوده و مردمان دو قسم بوده اند: يكى منكر شريعت. و ديگرى منكر وصايت. «لام» در «لِيَمْكُرُوا» براى عاقبت است و مكر ايشان، عبارت است از شبهات و تلبيسات براى اظهارِ انتفاى حاجت سوى شريعتِ رسولى و بعد از تسليم آن، حاجت اظهار انتفاى حاجت سوى امامى كه عالِم باشد به جميع آنچه بر رُسُل سابقه نازل شده. و از جمله مكر ايشان اين است كه: اگر حاجت سوى آن مى بود مى بايست كه رسول يا امامِ بعد از او ظاهر و مبسوطُ الْيَد باشد در كلّ روى زمين؛ و اين، مكر به رسول يا امام است و راجع مى شود به مكر به خودشان. و اين مكر، اوّلاً از منكرانِ رسول و شريعت سر زده و مخالفان شيعه اماميّه از ايشان ياد گرفته اند و مكرّر مى گويند و غافل اند از اين كه اگر اين معقول باشد، حاجت به شريعت در هر زمان باطل مى شود. «آيَة» عبارت است از امام عالِم به جميعِ نازل بر رُسُلِ سابقه، خواه رسول باشد و خواه وصىّ رسول باشد؛ زيرا كه مظهرِ قدرتِ اللّه تعالى است. «لَنْ نُؤْمِنَ» به تقديرِ «لَنْ نُؤْمِنَ بِهذَا الْمُدَّعى كَوْنِهِ آيَةً» است. و اين كلام ايشان، از جمله مكر ايشان است و حاصلش اين است كه: ممكن نيست اين كه علم به جميعِ آنچه بر رُسُلِ سابقه نازل شده، در يك كس به هم رسد و اگر ممكن مى بود، مى بايست
[١] انعام (٦): ١٢٣ و ١٢٤.[٢] الفقيه، ج ٢، ص ٦٠٩، ح ٣٢١٣؛ عيون أخبار الرضا عليه السلام ، ج ٢، ص ٢٧٢؛ الغيبة، شيخ طوسى، ص ٤٧١؛ البلد الأمين، ص ٢٩٧؛ العدد القويّة، ص ٦٥.