صافي در شرح کافي - قزوینی، خلیل - الصفحة ١٦٥
را مكرّر مى گويد، نه از روى وحى مكرّر. و بعد از آن گفتند كه: غلط كرده در محبّت على. و بعد از آن گفتند كه: نبوّت از او برطرف شده. و در كعبه، چند كسِ ايشان جمع شدند و عهد بستند كه خلافت را به اهل بيت محمّد وانگذارند، چنانچه بيان شد در «كتابُ الْعَقْلِ» در شرح حديث دوازدهمِ باب اوّل، در شرح: «وَقَالَ: «أَمَّنْ هُوَ قَانِتٌ» » [١] تا آخر. [٢] پس نازل شد كه: قسم به رسول اللّه صلى الله عليه و آله ، چون ميل كند كه ضالّ ـ به معنى خالى از نبوّت ـ نشده صاحب شما، چنانچه گفته در سوره ضحى كه: «وَ وَجَدَكَ ضَآلًا فَهَدَى» . [٣] و غاوى ـ به معنى غلط كرده ـ نشده در محبّت على. و سخن مكرّر از روى خواهش نفس نمى گويد در وصايت على، نيست آن مكرّر، مگر وحى الهى كه مكرّر مى شود. مخفى نماند كه ضمير «إِنْ هُوَ إِلَا وَحْيٌ» اگر راجع به قرآن باشد ـ چنانچه علىّ بن ابراهيم و جمعى ديگر از مفسّران توهّم كرده اند ـ تتمّه كلام، مشتمل بر استدلال بر صدقِ قرآن به دليلِ نقلى از قرآن مى شود و اين خوب نمى نمايد، وَاللّهُ أَعْلَم. و وَحى، در اصل، مصدرِ باب «ضَرَبَ» است، به معنى سرعت. و مستعمل شده اين جا به معنى اسم فاعل و مراد، محكمِ كتاب الهى است؛ زيرا كه چون صريح است معنى آن، شتابان است سوى ذهن هر كه آن را شنود و زبان عربى را فهمد. و در مقابلِ آن، متشابه است كه معنى آن «در پسِ پرده» است، تا وقتى كه رسولى از ملائكه در شبِ قدر و مانند آن براى تحديث آيد و تصريحِ آن كند، چنانچه گفته در سوره شورى كه: «مَا كَانَ لِبَشَرٍ أَن يُكَلِّمَهُ اللَّهُ إِلَا وَحْيًا أَوْ مِن وَرَآىءِ حِجَابٍ أَوْ يُرْسِلَ رَسُولًا فَيُوحِىَ بِإِذْنِهِ مَا يَشَآءُ» [٤] بنا بر اين كه «أَوْ» در «أَوْ يُرْسِلَ» عاطفه نباشد، بلكه ناصبِ فعل مضارع باشد به معنى «إِلى أَنْ»، پس تتمّه شقّ دوم باشد و بيان مى شود در «كتابُ الْحُجَّةِ» در شرح حديث اوّل «بابُ الرُّوحِ الَّتِي يُسَدِّدُ اللّهُ بِهَا الْأَئِمَّةَ عليهم السلام » كه باب پنجاه و ششم است.
[١] زمر (٣٩): ٩.[٢] الكافي، ج ١، ص ١٥، ح ١٢.[٣] ضحى (٩٣): ٧.[٤] شورى (٤٢): ٥١ .