صافي در شرح کافي - قزوینی، خلیل - الصفحة ٤٤٣
«وَ نَزَّلْنَا عَلَيْكَ الْكِتَـبَ تِبْيَـنًا لِّكُلِّ شَىْ ءٍ» [١] و در سوره يس: «وَ كُلَّ شَىْ ءٍ أَحْصَيْنَـهُ فِى إِمَامٍ مُّبِينٍ» [٢] و در سوره حجر: «إِنَّ فِى ذَ لِكَ لَأَيَـتٍ لِّلْمُتَوَسِّمِينَ * وَ إِنَّهَا لَبِسَبِيلٍ مُّقِيمٍ» تا قول او كه: «وَ إِنَّهُمَا لَبِإِمَامٍ مُّبِينٍ» [٣] . حاصل اين كه: بيانِ كُلّ شَيْء در قرآن، با وجود كمى لفظ آن، از كمال قدرت است و كمال ديگر قدرت اين كه از جنس بشر شخصى را در هر زمانى گزيند، اگر چه آن شخص در سنّ طفوليّت باشد، به اين كه عالم كند او را به هر چيز به استنباط از قرآن و دل او را محلّ اسرار خود كند. و موافق اين گذشت در «كِتَابُ الْعَقْل» در حديث هفتمِ باب چهاردهم ـ كه «بَاُب اسْتِعْمَالِ الْعِلْمِ» است ـ كه: «خَاصِمُوهُ بِمَا ظَهَرَ لَكُمْ مِنْ قُدْرَةِ اللّهِ عَزَّ وَجَلَّ» [٤] . مخفى نماند كه بيان آيت سوره حديد مى آيد در «كِتَابُ الْحُجَّة» در حديث اوّلِ باب چهل و يكم كه «بَابٌ فِي شَأْنِ إِنَّا أَنْزَلْنَاهُ» تا آخر است. و در «كِتَابُ الْاءِيْمَانِ وَالْكُفْرِ» در حديث سوّمِ باب صد و نود و نهم كه «بَابٌ نَادِرٌ أَيْضاً» است. و در «كِتَابُ فَضْلِ الْقُرْآنِ» در حديث سوّمِ باب اوّل. و بيان آيت سوره نحل گذشت در «كِتَابُ الْعَقْل» در حديث هشتمِ باب بيست و يكم كه «بَابُ الرَّدِّ إِلَى الْكِتَابِ وَالسُّنَّة» است. و بيان آيت سوره يس مى آيد در «كِتَابُ الْحُجَّة» در حديث چهارمِ باب شصت و يكم كه «بَابُ أَنَّ الْأَئِمَّةَ عليهم السلام لَمْ يَفْعَلُوا شَيْئاً» تا آخر است و در «كِتَابُ الْاءِيمَانِ وَالْكُفْرِ» در حديث دهمِ باب صد و يازدهم كه «بَابُ الذُّنُوبِ» است و در حديث سوّمِ باب صد و سيزدهم كه «بَابُ اسْتِصْغَارِ الذَّنْبِ» است. و بيان آيت سوره حجر مى آيد در «كِتَابُ الْحُجَّة» در باب بيست و هشتم كه «بَابُ أَنَّ الْمُتَوَسِّمِينَ الَّذِينَ» تا آخر است و در حديث سوّمِ باب صد و نهم كه «بَابٌ فِي مَعْرِفَتِهِمْ أَوْلِيَاءَهُمْ» تا آخر است. يعنى: راهنماست مردمان را سوى وسعت مملكت خود به وسيله مخلوق خود كه
[١] نحل (١٦): ٨٩ .[٢] يس (٣٦): ١٢.[٣] حجر (١٥): ٧٥ ـ ٧٩.[٤] الكافي، ج ١، ص ٤٥، ح ٧.