صافي در شرح کافي - قزوینی، خلیل - الصفحة ٣٢٠
نقطه و فتح دال بى نقطه و ثاء سه نقطه) : تازه به هم رسيده. يعنى: پس گفت كه: اى فتح! جز اين نيست كه گفتيم در اين مقام كه: اللّه تعالى لطيف است و بس، به سبب آفريدنى كه لطيف است، به سبب علم اوست به چيز لطيف؛ آيا نيز نگاه نمى كنى ـ توفيق دهاد تو را اللّه تعالى و ثابت قدم كُناد تو را ـ سوى اثرِ صنعت اللّه تعالى كه ظاهر است در گياهِ نازك، مثل گل هاى رنگارنگ و گياه بزرگ، مثل درخت چنار كه رگ هاى آن در زمين و رگ هاى برگ هاى آن و آبخورِ آنها در كمال نازكى است و ظاهر است از روح انسان، كه دقايقِ فكر و تدبير از او صادر مى شود به نازك كارى كردگار آن. و ظاهر است از حيوان كوچك ـ مثل گنجشك و مورچه و مانند آنها ـ كه تدبير معاش خود مى كنند به نازك كارىِ كردگار ايشان؛ و از پشه ها و جِرْجِس و آنچه كوچك تر حيوانى است از جمله پشه ها، چيزى كه نزديك نيست اين كه بيند آن را آشكار چشم هاى متعارف؛ بلكه نزديك نيست كه ديده شود آشكار، از بس كه كوچك است نرِ آن، به روشى كه تميز كرده شود از ماده آن و تازه زاييده شده از كهنه؛ و همچنين تميز نمى شود آشكار، فرزند از مادر و پدر.
.اصل:«فَلَمَّا رَأَيْنَا صِغَرَ ذلِكَ فِي لُطْفِهِ، وَاهْتِدَاءَهُ لِلسِّفَادِ ، والْهَرَبَ مِنَ الْمَوْتِ، وَالْجَمْعَ لِمَا يُصْلِحُهُ، وَمَا فِي لُجَجِ الْبِحَارِ، وَمَا فِي لِحَاءِ الْأَشْجَارِ وَالْمَفَاوِزِ وَالْقِفَارِ، وَإِفْهَامَ بَعْضِهَا عَنْ بَعْضٍ مَنْطِقَهَا، وَمَا يَفْهَمُ بِهِ أَوْلَادُهَا عَنْهَا، وَنَقْلَهَا الْغِذَاءَ إِلَيْهَا ، ثُمَّ تَأْلِيفَ أَلْوَانِهَا : حُمْرَةٍ مَعَ صُفْرَةٍ ، وَبَيَاضٍ مَعَ حُمْرَةٍ، وَإِنَّهُ مَا لَا تَكَادُ عُيُونُنَا تَسْتَبِينُهُ، لِدَمَامَةِ خَلْقِهَا لَا تَرَاهُ عُيُونُنَا، وَلَا تَلْمِسُهُ أَيْدِينَا، عَلِمْنَا أَنَّ خَالِقَ هذَا الْخَلْقِ لَطِيفٌ، لَطُفَ بِخَلْقِ مَا سَمَّيْنَاهُ بِلَا عِلَاجٍ وَلَا أَدَاةٍ وَلَا آلَةٍ، وَأَنَّ كُلَّ صَانِعِ شَيْءٍ فَمِنْ شَيْءٍ صَنَعَ، وَاللّه ُ ـ الْخَالِقُ اللَّطِيفُ الْجَلِيلُ ـ خَلَقَ وَصَنَعَ لَا مِنْ شَيْءٍ».
شرح: فاء، براى بيان است. ذلِكَ اشاره است به «حيوان صُغار» و «بَعُوض» و «جِرْجِس» و «مَا هُوَ أَصْغَرُ مِنْهَا».