صافي در شرح کافي - قزوینی، خلیل - الصفحة ٨
الْمُحْدث (به كسر دال) : ابتدا كننده عالم . و اين لازم ندارد اين را كه او فاعل هر ممكنى بى واسطه باشد ؛ يعنى اين باب ، بيان حدوث هر يك از افراد عالم است و بيانِ تدبيرِ ابتدا كننده آن است . مخفى نماند كه جمعى كه قائلند به امتناع تخلّفِ معلول از علّت تامّه ، به معنى عدم جواز بودن جميعِ موقوف عليه چيزى با نبودن آن چيز ، دو طايفه شده اند : يك طائفه مى گويند : عالم قديم است . وقول مصنّف رحمه الله : «حدوث العالم» براى ابطال گفته ايشان است . و طايفه ديگر مى گويند : عالم حادث است ، امّا اختصاص حدوث به وقت آن كه پيش از آن نشده به واسطه آن است كه پيش از آن ، زمان و بقا نيست ، پس به تدبير نيست . و قول مصنّف رحمه الله : «وإثبات المُحدث» براى ابطال گفته ايشان است . بدانكه فاضل مدقّق مولانا محمّد امين استرآبادى رحمه اللّه تعالى ، در اين مقام اعتراضى بر مصنّف رحمه اللّه تعالى كرده كه : اين عنوانِ باب ، مناسب احاديث اين باب نيست ؛ چه از احاديث اين باب هيچ كدام ظاهر نمى شود دليلى بر حدوث همه عالم . جواب آن است كه : هر يك از احاديث اين باب ، استدلال است بر وجود قادرى كه تدبير او به عنوان ملكوت باشد ، به اين معنى كه چون گفته باشد چيزى را كه بشو ، شده باشد بى حاجت به جنبانيدنِ خود براى كار فرمودن آلتى يا عضوى مثلاً ، بلكه به محض نفوذ اراده . و بديهى است كه اين قسم مُدبّرى قوى است ، به اين معنى كه هر چيز كه غير او است در تحت تدبير و ملكوت اوست و اشارت به اين و بداهتِ اين شده در آيات بسيار و احاديث [١] بسيار . از جمله آن آيات است آيت سوره بقره كه: «وَانظُرْ إِلَى الْعِظَامِ كَيْفَ نُنشِزُهَا ثُمَّ نَكْسُوهَا لَحْمًا فَلَمَّا تَبَيَّنَ لَهُ قَالَ أَعْلَمُ أَنَّ اللَّهَ عَلَى كُلِّ شَىْ ءٍ قَدِيرٌ» [٢] . و از جمله آن احاديث است آنچه مى آيد در حديث چهارمِ اين باب ؛ و از آن
[١] از ابتداى شرح «كتاب التوحيد» تا اين جا ، در نسخه مسجد اعظم (ظ) كه مبناى تحقيق اين كتاب قرار گرفته است و آخرين تحرير شارح محترم نيز محسوب مى گردد ، افتاده است ، فلذا اين قسمت از روى نسخه مدرسه گلپايگانى (ب) كه در مقدّمه تحقيق معرفى شد ، تكميل گرديده است .[٢] بقره (٢) : ٢٥٩ .