صافي در شرح کافي - قزوینی، خلیل - الصفحة ٤٦٤
شود به آن مثل. خوار شد هر كه فرمان فرمايى از پيش خود كرد غير او. و كوچك شد هر متكبرّى سواى او. و فروتنى كرد هر چيز براى عظمت او. و فرمان بردارى كرد اشيا براى پادشاهى و بى ننگى او. و كند شد از دريافتنِ او گزيده ها از جمله چشم ها. و كوتاهى كرد نرسيده به جميع ثناهاى او هر چه در اذهان جميع خلايق درآيد.
.اصل:«الْأَوَّلِ قَبْلَ كُلِّ شَيْءٍ وَلَا قَبْلَ لَهُ، وَالْاخِرِ بَعْدَ كُلِّ شَيْءٍ وَلَا بَعْدَ لَهُ ، وَالظَّاهِرِ [١] عَلى كُلِّ شَيْءٍ بِالْقَهْرِ لَهُ، وَالْمُشَاهِدِ لِجَمِيعِ الْأَمَاكِنِ بِلَا انْتِقَالٍ إِلَيْهَا، لَا تَلْمِسُهُ لَامِسَةٌ، وَلَا تَحُسُّهُ حَاسَّةٌ «هُوَ الَّذِي فِي السَّمَاءِ إِلهٌ وَفِي الْأَرْضِ إِلهٌ وَهُوَ الْحَكِيمُ الْعَلِيمُ» [٢] ».
شرح: معنى اوّليّت او و آخريّت او بيان شد در شرح فقره «الَّذِي لَيْسَتْ فِي أَوَّلِيَّتِهِ» تا آخر. و «هُوَ الَّذِي فِي السَّمَاءِ إِلهٌ» از سوره زخرف است و بيان شد در حديث يازدهمِ باب نوزدهم كه «بَابُ الْحَرَكَةِ وَالِاْنتِقَالِ» است. حصر در «وَهُوَ الْحَكِيمُ الْعَلِيمُ» مبنى بر فرق ميان معانى اسماى اللّه و اسماى مخلوقين است كه بيان شد در احاديث باب هفدهم؛ و اشارت است به اين كه كار را به او بايد گذاشت و راضى به قضاى او بايد بود و در احكام نيك و بد، رجوع به رسول و حجج او بايد كرد كه به وحى الهى اخذ كرده اند بى واسطه يا به واسطه. يعنى: اوّل است پيش از هر چيز و نيست پيشْ او را. و آخر است بعد از هر چيز و نيست بعد او را. و غالب است بر هر چيز به كمال تسلّط بر آن. و حاضرِ جميع مكان ها است بى انتقالى سوى آنها. به لمس درنمى يابد او را هيچ حسِّ لمس. و ادراك نمى كند او را هيچ يك از حواسّ خمس. او آن كس است كه در آسمان مستحقّ عبادت است و در زمين مستحقّ عبادت است. و اوست و بس. درست كردارِ به غايت دانا.
[١] كافى مطبوع: «الظاهر» بدون واو.[٢] زخرف (٤٣): ٨٤ .