صافي در شرح کافي - قزوینی، خلیل - الصفحة ٤٨٥
[حديث] دهم
.اصل: [الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ، عَنْ مُعَلَّى «بِنَا عُبِدَ اللّه ُ، وَبِنَا عُرِفَ اللّه ُ، وَبِنَا وُحِّدَ اللّه ُ تَبَارَكَ وَتَعَالى، وَمُحَمَّدٌ حِجَابُ اللّه ِ تَبَارَكَ وَتَعَالى».
شرح: عُبِدَ، به صيغه ماضى مجهول باب «نَصَرَ» و معلوم باب تفعيل مى تواند بود؛ و بنابر اوّل، مراد اين است كه: عبادت غير ما و شيعه ما مقبول نيست. و بنابر دوم، مراد اين است كه: اگر خلق ما نمى بود تكليف واقع نمى شد. عُرِفَ به صيغه ماضى مجهول باب «ضَرَبَ» است؛ و مراد اين است كه: غير جمعى كه مسائل توحيد از ما ياد گرفته باشند، اِلحاد در اسماى اللّه مى كنند، پس معرفتِ اللّه چنانچه بايد ندارند و آنچه دارند و مشترك است ميان مؤمن و كافر از ايشان، مقبول نيست، موافق آنچه گذشت در شرح حديث چهارمِ اين باب. پس اين حديث منافات ندارد با آنچه گذشت در احاديثِ «بَابُ أَنَّهُ تَعَالى لَا يُعْرَفُ إِلَا بِهِ» كه باب سوم است. و موافق اين است آنچه در كتاب توحيد ابن بابويه در «بَابُ أَنَّهُ تَعَالى لَا يُعْرَفُ إِلَا بِهِ» منقول است از امام جعفر صادق عليه السلام كه: «لَوْلَا اللّهُ مَا عَرَفْنَا وَلَوْلَا نَحْنُ مَا عَرَفَ اللّه ». [١] وُحِّدَ به صيغه ماضى مجهولِ باب تفعيل است. و مراد اين است كه: غير شيعه ما مشركان اند، مانند جمعى كه مذكورند در آيت سوره توبه: «اتَّخَذُواْ أَحْبَارَهُمْ وَرُهْبَـنَهُمْ أَرْبَابًا مِّن دُونِ اللَّهِ» [٢] . الْحِجَاب (به كسر حاء بى نقطه و تخفيف جيم): رسول. مراد اين است كه: فرقى نيست ميان محمّد و اوصياى او عليهم السلام در آنچه مذكور شد، فرق در اين است كه او رسول است و ايشان نيستند.
[١] التوحيد، ص ٢٩٠، ذيل ح ١٠.[٢] توبه (٩): ٣١.