صافي در شرح کافي - قزوینی، خلیل - الصفحة ٧٣
و از آنچه گفتيم ظاهر مى شود كه : تعطيل چيزى ، نفى آن چيز است در خارج ، چنانچه مذكور مى شود در حديث ششمِ اين باب در سه جا : اوّل : «إِذْ كَانَ النَّفْيُ هُوَ الْاءِبْطَالَ وَالْعَدَمَ» . دوم : «إِذْ لَمْ يَكُنْ بَيْنَ النَّفْيِ وَالْاءِثْبَاتِ مَنْزِلَةٌ» . سوم : لِأَنَّ مَنْ نَفَاهُ فَقَدْ أَنْكَرَهُ ، وَدَفَعَ رُبُوبِيَّتَهُ ، وَأَبْطَلَهُ» . التَّشْبِيه : مانند شمردن . و مراد اين جا ، مانند شمردنِ چيزى به ديگرى است در اسمى كه جامدِ محض است ، مثل جسم و بلور . يعنى : پرسيده شد امام محمّد تقى عليه السلام كه: آيا جايز است كه گفته شود براى اللّه تعالى كه چيزى است؟ گفت كه: آرى ، جايز است بر حالى كه قائل [١] ، اخراج كند آن شى ء را از دو طرف ؛ اوّل : طرف تعطيل ، كه افراط است در جدا كردنِ آن شى ء از غير آن ، مثل بندگان . دوم : طرف تشبيه ، كه تفريط است در آن جدا كردن .
[حديث] سوم
.اصل: [عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ، عَنْ مُحَمَّدِ «إِنَّ اللّه َ خِلْوٌ مِنْ خَلْقِهِ، وَخَلْقَهُ خِلْوٌ مِنْهُ، وَكُلُّ مَا وَقَعَ عَلَيْهِ اسْمُ «شَيْءٍ» فَهُوَ مَخْلُوقٌ مَا خَلَا اللّه َ».
شرح: الْخِلْو (به كسر خاء با نقطه و سكون لام) : خالى . الْخَلْق (به فتح خاء با نقطه و سكون لام) : آفريده شده . يعنى: روايت است از اَبُو المَغْراء (به فتح ميم و سكون غين با نقطه و راء بى نقطه و الف ممدوده) بالا برد سند روايت را از امام محمّد باقر عليه السلام ، راوى گفت كه: امام گفت كه: به درستى كه اللّه تعالى خالى است از مخلوقات خود ؛ به اين معنى كه اللّه تعالى را ذهنى نمى باشد كه مخلوق در آن درآيد و محلّ عوارض نيز نيست . و مخلوقات او
[١] گوينده .