صافي در شرح کافي - قزوینی، خلیل - الصفحة ٥١٨
باب بيست و ششم
اصل :بَابُ الْمَشِيئَةِ وَالْاءِرَادَةِ
شرح: چون در دو حديثِ باب سابق ، ذكر مشيّت و اراده اللّه تعالى نسبت به افعال بندگان شد ، اين باب را براى بيان مشيّت و اراده ذكر كرد تا ظاهر شود . و در اين جا اختصارى هست ؛ چه بيان قدر و قضا نيز مراد است . در اين باب ، شش حديث است .
[حديث ] اوّل
.اصل: [عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ اللّه ِ «لَا يَكُونُ شَيْءٌ إِلَا مَا شَاءَ اللّه ُ وَأَرَادَ، وَقَدَّرَ وَقَضى». قُلْتُ: مَا مَعْنى «شَاءَ»؟ قَالَ: «ابْتِدَاءُ الْفِعْلِ». قُلْتُ: مَا مَعْنى «قَدَّرَ»؟ قَالَ : «تَقْدِيرُ الشَّيْءِ مِنْ طُولِهِ وَعَرْضِهِ». قُلْتُ: مَا مَعْنى «قَضى»؟ قَالَ : «إِذَا قَضى أَمْضَاهُ، فَذلِكَ الَّذِي لَا مَرَدَّ لَهُ».
شرح :ابْتِدَاءُ الْفِعْل به اين معنى است كه : مشيّت اللّه تعالى ، تدبير هر حادث است در وقت احداث آب كه اوّلِ حوادث و مادّه جميع مَاعَداىِ خود از حوادث است . و آن آب را نيز گاهى مشيّت مى نامند ، چنانچه گذشت در حديث چهارمِ باب چهاردهم . در كتاب محاسنِ احمد بن اَبى عبد اللّه البَرقى ، اين حديث منقول شده و بعد از «ابْتِدَاءُ الْفِعْلِ» و پيش از قُلْتُ : مَا مَعْنى قَدَر ، اين زيادتى هست : «قُلْتُ : فَمَا مَعْنى أَرَادَ ؟