صافي در شرح کافي - قزوینی، خلیل - الصفحة ٤٤٧
سوم: استيناف بيانى براى اوّل است. چهارم: استيناف بيانى براى دوم است. و فقره آينده براى توضيح اوّل است. أَزَل (به فتح همزه و به فتح زاء با نقطه) بيان شد در شرح اين حديث. نَهْي (به فتح نون و سكون هاء) مصدر باب «مَنَعَ» است و به معنى اسم فاعلِ مستعمل شده براى مبالغه [است]. و در بعض نسخ: «نَهْيَة» به ضمّ نون و سكون هاء و ياء دو نقطه در پايين و تاء است و آن، اسم مصدر است. مَحَاوِل (به فتح ميم و حاء بى نقطه و الف و كسر واو) جمع «مُحَاول» به ضمّ ميم است ـ مثل مَفاتح و مُفاتح ـ مأخوذ است از «مُحَاوَلَة» به معنى قصد كارى؛ و اين جا عبارت است از قصد كنندگانِ بيان كنه اللّه تعالى. نسبت محاوله به اَفكار، به نوعى از مَجاز است. الدَّوَام (به فتح دال بى نقطه، مصدر باب «نَصَرَ» و «عَلِمَ»): استمرار بر يك حال؛ و آن، ضدّ تغيّر در صفات ذات است، خواه به زياده و خواه به نقصان و خواه به زوال و خواه به حدوث. الرَّدْع (به فتح راء بى نقطه و سكون دال بى نقطه و عين بى نقطه، مصدر باب «مَنَعَ»): برگردانيدن؛ و مراد اين جا برگرداننده است. الطَّامِحَات (به طاء بى نقطه و كسر ميم و حاء بى نقطه): مرتفع ها از پيش خود به خود رأيى و خود پسندى، مثل فلاسفه كه مى گويند كه: علم به حوادث ندارد مگر در وقت حدوث آنها. و مثل بعض متكلّمين كه مى گويند كه: «عِلْمُهُ بِأَنَّ الشَّيْءَ سَيَكُونُ غَيْرُ عِلْمِهِ بِهِ حِينَ كَانَ». عُقُول، به ضمّ عين بى نقطه و ضمّ قاف است. الْحَسْر (به فتح حاء بى نقطه و سكون سين بى نقطه و راء بى نقطه، مصدر باب «نَصَرَ» و «ضَرَبَ»): مانده كردن. الْكُنْه (به ضمّ كاف و سكون نون و هاء): حقيقت. النَّوَافِذ (به نون و فاء و ذال با نقطه): گذراها. الْأَبْصَار (به فتح همزه، جمع بَصَر): ديده ورى ها.