صافي در شرح کافي - قزوینی، خلیل - الصفحة ١٩٢
كسى گنجد. و بلند مرتبه و مبرّا است از اين كه مانند داشته باشد در اسمِ جامدِ محض. در اين باب، دوازده حديث است.
[حديث] اوّل
.اصل: [عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ، عَنِ الْعَبَّاس «سَأَلْتَ ـ رَحِمَكَ اللّه ُ ـ عَنِ التَّوْحِيدِ وَمَا ذَهَبَ إِلَيْهِ مَنْ قِبَلَكَ، فَتَعَالَى اللّه ُ الَّذِي «لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَىْ ءٌ وَهُوَ السَّمِيعُ الْبَصِيرُ» [١] ، تَعَالى عَمَّا يَصِفُهُ الْوَاصِفُونَ، الْمُشَبِّهُونَ اللّه َ بِخَلْقِهِ، الْمُفْتَرُونَ عَلَى اللّه ِ».
شرح: الصُّورَة: پيكر به معنى بدنِ مَجوف. التَّخْطِيط (به خاء با نقطه و دو طاء بى نقطه، مصدر باب تَفْعيل): تمييز اعضا از هم بر وجه لايق. و از آن مأخوذ است «مُخَطَّط» به فتح طاء بى نقطه مشدّده به معنى خوش اندام؛ و مراد اين جا، خوبىِ اندام است. قِبَلَكَ (به كسر قاف و فتح باء يك نقطه و فتح لام) به معنى «عِنْدَكَ» است. الف لامِ الْوَاصِفُونَ براى عهد خارجى است و مى تواند بود كه براى جنس باشد، بنا بر اين كه مراد به وصف، تشبيه باشد، پس الْمُشَبِّهُونَ تفسيرِ «الْوَاصِفُونَ» باشد. يعنى: روايت است از عَبْدِ الرَّحِيمِ بْنِ عَتيكِ (به فتح عين بى نقطه و كسر تاء دو نقطه در بالا) كوتاه، گفت كه: نوشتم و به عبد الملك بن اَعْيَن دادم سوى امام جعفر صادق عليه السلام : به درستى كه جمعى كه در عراق بيان مى كنند اللّه تعالى را به شكل و به خوبىِ اندام، پس اگر در خود [مصلحت] بينى ـ كناد مرا اللّه تعالى قربان تو ـ كه نويسى
[١] شورى (٤٢): ١١.