صافي در شرح کافي - قزوینی، خلیل - الصفحة ٩
جمله است آنچه مى آيد در «كتاب الدعاء» در حديث هفتمِ باب بيست و هفتم ـ كه «بابُ التَّحْمِيدِ وَ التَّمْجِيد» است ـ كه : «وَ الْحَمْدُ لِلّهِ الَّذِي مَلَكَ فَقَدَرَ» [١] ؛ و در حديث شانزدهمِ باب شصتم ـ كه «بابُ دَعَواتٍ مُوجِزَاتٍ» است ـ كه : «وَ [تَقَدَّسْتَ] خَلَقْتَ كُلَّ شَيْءٍ بِقُدْرَتِكَ» [٢] . اگر گويى كه: ذكر آيات و احاديث ، در اين مقام ، لغو است ؛ زيرا كه مشتمل بر دور است ؛ چه علم به صدق آنها موقوف است بر علم به حدوث عالم و اثبات مُحْدِث ، گوييم كه: اين شبهه را دو جواب است : اوّل اين كه : اين توقّف ، باطل است ؛ زيرا كه اگر كسى علم به حدوث عالم و اثبات مُحْدِث نداشته باشد و علم به هم رساند به صدق هر دعوى شخصى به سبب مشاهده معجزات او ، مثل شقّ قمر و مثل عصاى موسى ، و علم به هم رساند كه از جمله دعوى هاى او حدوث عالم و اثبات مُحْدِث است ، حدوث عالم و اثبات مُحْدِث نيز معلوم او مى شود . دوم اين كه : ذكر اينها در مقام استدلال نيست ، بلكه در مقام تنبيه بر بديهى است ؛ پس لغو نيست و بعضى از اهل وسوسه را به راه مى آورد . و تنبيه ديگر بر اين بديهى ، اين كه قدرت اين قسم مدبّرى ، عين ذات اوست ، به آن معنى كه مذكور مى شود در شرح حديث اوّلِ باب دوازدهم كه «بابُ صِفَاتِ الذَّاتِ» است ، [٣] و چنانچه ذات او مختلف نمى شود به اختلاف نسبت او به اشيا ، قدرت او نيز مختلف نمى شود. اگر گويى كه: اين تنبيه ، منتقض است به اين كه سمع و بصر ، عين ذات اوست و به غير آواز و و ديدنى ، تعلّق نمى گيرد، گوييم كه: سمع و بصر ، مانند حيات ، تعلّق به هيچ چيز نمى گيرد و آنچه تعلّق مى گيرد ، سماع و اِبصار است و آنها از صفات فعل است .
[١] الكافي ، ج ٢ ، ص ٥٠٤ ، ح ٧ .[٢] الكافي ، ج ٢ ، ص ٥٨١ ، ح ١٦ .[٣] الكافي ، ج ١ ، ص ١٠٧ ، ح ١ .