صافي در شرح کافي - قزوینی، خلیل - الصفحة ٤٤٤
عظيم است و به وسيله حادث شدنِ مخلوق او كه به قولِ «كُنْ» است سوى قديم بودنِ او كه به عنوان وُجوبِ بِالذّات است. و راهنماست به وسيله مانند بودن مخلوقين او در اسم جامدِ محض سوى اين كه نيست مانند در اسمِ جامد محض او را. امر كننده به شهادت است جميع مكلّفان را به وسيله ائمّه و خلفاى خود سوى كمال قدرت خود كه در حق ايشان ظاهر نموده.
.اصل:«الْمُمْتَنِعَةِ مِنَ الصِّفَاتِ ذَاتُهُ، وَمِنَ الْأَبْصَارِ رُؤْيَتُهُ، وَمِنَ الْأَوْهَامِ الْاءِحَاطَةُ بِهِ، لَا أَمَدَ لِكَوْنِهِ، وَلَا غَايَةَ لِبَقَائِهِ، لَا تَشْمُلُهُ الْمَشَاعِرُ، وَلَا تَحْجُبُهُ الْحُجُبُ».
شرح: جواز تأنيث ذَات به اعتبار اين است كه در اصل، اسم اشاره سوى مؤنّث است و مستعمل شده به معنى حقيقت. صاحب قاموس گفته كه: «ذَا: إِشَارَةٌ إِلَى الْمُذَكَّرِ ـ تا قول او كه: ـ وَهِيَ ذَات» [١] . يعنى: كسى است كه سر باز مى زند از صفات كائنه ـ فِي أَنْفُسِهَا در خارج ـ ذات او و سر باز مى زند از چشم ها ديدن او و سر باز مى زند از چيزهايى كه به دل آيد احاطه به او. نيست مدّتى معيّن براى بودن او و نيست آخرى براى باقى بودن او. فرو نمى گيرد او را حواسّ خمس و مانع فعل او نمى شود هيچ مانعى كه باعث نفى قدرت او شود.
.اصل:«وَالْحِجَابُ بَيْنَهُ وَبَيْنَ خَلْقِهِ خَلْقُهُ إِيَّاهُمْ؛ لِامْتِنَاعِهِ مِمَّا يُمْكِنُ فِي ذَوَاتِهِمْ، وَلِاءِمْكَانٍ مِمَّا يَمْتَنِعُ مِنْهُ، وَلِافْتِرَاقِ الصَّانِعِ مِنَ الْمَصْنُوعِ، وَالْحَادِّ مِنَ الْمَحْدُودِ، وَالرَّبِّ مِنَ الْمَرْبُوبِ».
شرح: حِجَاب (به كسر حاء بى نقطه و تخفيف جيم) عبارت است از مَا بِهِ الاِفْتِرَاقِ ميان معانىِ اسماى اللّه و اسماى مخلوقين در اسماى مشتركه، مثل عالم و قادر، چنانچه بيان شد در باب هفدهم؛ و مَا بِهِ الاِفْتِرَاقِ ميانِ اسماى اللّه و اسماى مخلوقين در اسماى مختصّه، مثل قديم و واجبِ بِالذّات.
[١] القاموس المحيط، ج ٤، ص ٤٠٩ (ذا).