صافي در شرح کافي - قزوینی، خلیل - الصفحة ٣٥٣
التَّقَلُّب: تصرّف در چيزها. مراد اين است كه: مهلت اين عاصيان، بنابر مصلحتى است و كلام حق در اهلش اثر مى كند، پس به سبب نشنيدنِ عاصيان، ترك آن نبايد كرد. يعنى: پس حذر كنيد در صفات الهى از اين كه ايستيد بر حدّى براى او؛ چه حدّ خواهيد كرد او را به نقصان يا زيادتى، يا به حركت دادن ديگرى او را، يا حركت خودش به سبب چيزى، يا به نبودن او در وقتى، يا به فرود آوردن او از مرتبه اش، يا به برخاستن، يا نشستن؛ چه اللّه بزرگ و عزيز است، به معنى اين كه منزّه است از صفت جمعى كه او را از پيش خود صفت مى كنند و نعت جمعى كه او را از پيش خود نعت مى كنند و تصور جمعى كه خيالِ تصوّر ذات او مى كنند. و حواله كن مصلحت كار خود را بر بى ننگِ مهربانى كه مى بيند تو را وقتى كه مى ايستى به كار الهى و تصرّف تو را در دل هاى اهل اعتراف به ربوبيّت ربّ العالمين.
[حديث] دوم
.اصل: [وَعَنْهُ رَفَعَهُ، عَنِ الْحَسَنِ بْنِ رَا «لَا أَقُولُ: إِنَّهُ قَائِمٌ؛ فَأُزِيلَهُ عَنْ مَكَانِهِ، وَلَا أَحُدُّهُ بِمَكَانٍ يَكُونُ فِيهِ، وَلَا أَحُدُّهُ أَنْ يَتَحَرَّكَ فِي شَيْءٍ مِنَ الأَرْكَانِ وَالْجَوَارِحِ، وَلَا أَحُدُّهُ بِلَفْظِ شَقِّ فَمٍ، وَلكِنْ كَمَا قَالَ [١] تَبَارَكَ وَتَعَالى : «كُن فَيَكُونُ» [٢] بِمَشِيئَتِهِ مِنْ غَيْرِ تَرَدُّدٍ فِي نَفْسٍ، صَمَداً فَرْداً، لَمْ يَحْتَجْ إِلى شَرِيكٍ يَذْكُرُ لَهُ مُلْكَهُ، وَلَا تُفْتَحُ [٣] لَهُ أَبْوَابَ عِلْمِهِ».
شرح: در سوره رعد چنين است: «أَفَمَنْ هُوَ قَآئِمٌ عَلَى كُلِّ نَفْسِ بِمَا كَسَبَتْ وَ جَعَلُواْ لِلَّهِ شُرَكَآءَ قُلْ سَمُّوهُمْ أَمْ تُنَبِّئونَهُ بِمَا لَا يَعْلَمُ فِى الْأَرْضِ أَم بِظَاهِرٍ مِّنَ الْقَوْلِ» . [٤] قول امام عليه السلام : «لَا أَقُولُ: إِنَّهُ قَائِم فَأُزِيلَهُ عَنْ مَكَانِهِ» اشارت است به قاعده كلّيّه و آن
[١] كافى مطبوع: + «اللّه ».[٢] يس (٣٦): ٨٢ .[٣] كافى مطبوع: «ولا يفتح».[٤] رعد (١٣): ٣٣.