صافي در شرح کافي - قزوینی، خلیل - الصفحة ٧٤
خالى اند از او ؛ به اين معنى كه ذات او معقول كسى نمى شود و او حلول در چيزى نمى كند و هر چه فرو آمد بر او نام شى ء ، پس او حادث و آفريده شده است غيرِ ذات اللّه تعالى ، خواه آن شى ء در خارج كائن باشد و خواه در ذهن.
[حديث] چهارم
.اصل: [عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا، عَنْ أَحْمَدَ ب «إِنَّ اللّه َ خِلْوٌ مِنْ خَلْقِهِ، وَخَلْقَهُ خِلْوٌ مِنْهُ، وَكُلُّ مَا وَقَعَ عَلَيْهِ اسْمُ «شَيْءٍ» مَا خَلَا اللّه َ، فَهُوَ مَخْلُوقٌ، وَاللّه ُ خَالِقُ كُلِّ شَيْءٍ ؛ تَبَارَكَ الَّذِي لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَيْءٌ ، وَهُوَ السَّمِيعُ الْبَصِيرُ» .
شرح: كاف براى تشبيه است و تشبيه ، حكمِ به مانند بودن است ، به معنى مشاركت دو چيز با هم در اسم جامدِ محض ، مثل جسم . الْمِثْل : كسى كه اسماى چيزى را داشته باشد ، خواه عين آن چيز باشد و خواه غير ؛ و خواه آن اسما ، محضِ مشتقّات و مانند آنها باشد و خواه نه . «لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَىْ ءٌ» [١] اقتباس از سوره شورى است. يعنى: شنيدم از امام جعفر صادق عليه السلام مى گفت كه: به درستى كه اللّه تعالى خالى است از مخلوق خود و مخلوق او خالى است از او و هر چه فرو آمد بر او نام شى ء ، غيرِ ذاتِ اللّه تعالى ، پس او حادث و آفريده شده است و اللّه تعالى آفريدگار هر چيز است غيرِ خودش ؛ خواه فعل خودش ، مثل آسمان و زمين و خواه فعل غيرش ، مثل معاصى بندگان ؛ چه سر رشته هر كارى به دست قضا و قدر اوست بى جبر بر بندگان ؛ چنانچه بيان مى شود در «بابُ الْجَبْرِ وَالْقَدَرِ وَالْأَمْرِ بَيْنَ الْأَمْرَيْنِ» . در غايتِ مراتب كمال است آن كه نيست مانند آن قسم كسى در اسمِ جامدِ محض هيچ چيز ؛ چه مخلوق ، مانند خالقِ به محضِ «كُنْ» نمى باشد .
[١] شورى (٤٢) : ١١ .[٢] الكافي ، ج ١ ، ص ١٢٠ ، ح ٢ .