صافي در شرح کافي - قزوینی، خلیل - الصفحة ١٣
بدان كه زنادقه ، توفيق اقرار به حدوث عالَم نيافته اند با وجود وضوحِ برهان . و مردمان را گمراه مى كنند به شبهه ها مانند شيطان ، چنانچه اللّه تعالى در بيان حال ايشان گفته در سوره كهف كه: «مَّآ أَشْهَدتُّهُمْ خَلْقَ السَّمَـوَ تِ وَ الْأَرْضِ وَلَا خَلْقَ أَنفُسِهِمْ وَ مَا كُنتُ مُتَّخِذَ الْمُضِلِّينَ عَضُدًا» : [١] توفيق نداده ام آن ظالمان را كه گواهى دهند اِحداثِ به تدبيرِ آسمان ها و زمين را و نه اِحداثِ به تدبيرِ نفوسِ خودشان را و نبودم فرا گيرنده گمراه كنندگان ، مددكارِ دينِ خود كه اسلام است . بدان كه زنادقه با وجود اتّفاق با اهل اسلام بر بودن واجب بالذّات ، جدايى دارند از اهل اسلام در طريق استدلال بر واجب بالذّات ؛ چه مستند شده اند به بطلان دور و تسلسل ، و آن دليل را تمام نمى توانند كرد ؛ زيرا كه تجويز تسلسل در حوادث متعاقبه در جانب ماضى مى كنند و برهانى بر امتناع بقاى حادث ، بى بقاى مُحْدِثش نمى گويند و نمى توانند گفت در اين مقام ، چنانچه ظاهر مى شود از رسائل و كتب ايشان در اثبات واجب بالذّات . و اهل اسلام مستند شده اند به طرقى كه معلوم هر طفلى است كه خود را شناخته باشد و آن ، شواهد تدبير به عنوان ملكوت است در آسمان ها و زمين و هر چه آن تدبير به آن تعلّق گرفته ، مثل كواكب در آسمان ها و معادن در زمين ؛ چنانچه گفته در سوره اعراف كه: «أَوَ لَمْ يَنظُرُواْ فِى مَلَكُوتِ السَّمَـوَ تِ وَالأَْرْضِ وَمَا خَلَقَ اللَّهُ مِن شَىْ ءٍ» [٢] . در اين باب ، شش حديث است :
[حديث] اوّل
.اصل:[أَخْبَرَنَا أَبُو جَعْفَرٍ مُحَمَّدُ بْنُ ي .
[١] كهف (١٨) : ٥١ .[٢] اعراف : ١٨٥ .