صافي در شرح کافي - قزوینی، خلیل - الصفحة ٦٧
اسلام مى گويند ؛ نه به لزوم و ايجاب ، چنانچه زنادقه مى گويند ، هشت چيز كه هر يك از آنها دليل است : اوّل : مخلوق صاحبِ كلّ اختيار ، كه مسخّر اوست بر خلاف اقتضاى طبيعت ، مثل ابرهاى سنگين و ايستادن آنها ميان آسمان و زمين و حدوث بادها و تغيير آنها از جانبى به جانبى ديگر و انكشاف رُبع مسكون از آب براى تعيّش حيوانات و امثال اينها . دوم : پادشاهىِ صاحب كلِّ اختيار در اجسام عُلْوى و سُفْلى ، خواه ساكن و خواه متحرّك ، كه هر يك اختصاص يافته به مقدارى و مكانى ؛ چه معلوم است كه مقادير و امكنه مثل هم اند در حقيقت ، پس اختصاص از راه اقتضاى طبع نيست ، بلكه به محض تدبير و ملكوت است. سوم : بى نقصان و عيب بودن صاحب كلِّ اختيار ، كه ظاهر است نزد هر كس بى حاجت به آلتى و حركتى ، بَرى از هر نقص است ، پس واجب بالذّات است و مدبّر است ؛ چه معلوم است كه صدورْ از روى لزوم و ايجاب ، نقص است نسبت به صدورْ از روى قدرت و تدبير ؛ چه دوم ، دليلِ استحقاق حمد و عبادت است و اوّل ، دليلِ نفى استحقاق . چهارم : نور صاحب كلّ اختيار كه تابان است ؛ به اين معنى كه بعض اجسام را فاعل عالم جدا ساخته از باقى ، به اين كه آن را تابان كرده مثل آفتاب و ماه و ستارگان و از راه اقتضاى طبع آسمان و مانند آن نيست ، اين كه در يك گوشه خاصّ ، آن جسمِ تابان از باقى جدا شود ، بلكه به محض تدبير است . پنجم : برهان صاحب كلّ اختيار ، كه راستگو است ، به معنى امام هر زمان كه حجّت است و حكم او از روى علم است نه ظن ، چنانچه گفته در سوره توبه كه : «وَ كُونُواْ مَعَ الصَّـدِقِينَ» [١] و گذشت در «كتابُ العقل» در حديث هفتمِ باب پانزدهم كه «بابُ اسْتِعْمَالِ الْعِلْمِ» است كه : «خَاصِمُوهُ بِمَا ظَهَرَ لَكُمْ مِنْ قُدْرَةِ اللّه ِ عَزَّ وَجَلَّ» . [٢]
[١] توبه (٩) : ١١٩ .[٢] الكافي ، ج ١ ، ص ٤٥ ، ح ٧ .