صافي در شرح کافي - قزوینی، خلیل - الصفحة ٦٠٤
اين مضمون ، موافق آيات است ، چنانچه گفته در سوره هود در حكايت قول نوح: «وَلَا يَنْفَعُكُمْ نُصْحِي إِنْ أَرَدْتُ أَنْ أَنْصَحَ لَكُمْ إِنْ كَانَ اللّهُ يُرِيدُ أَنْ يُغْوِيَكُمْ» [١] و در سوره رعد: «أَ فَلَمْ يَيْأَسِ الَّذِينَ آمَنُوا أَنْ لَوْ يَشَاءُ اللّهُ لَهَدَى النَّاسَ جَمِيعاً» [٢] و در سوره انعام: «وَلَوْ أَنَّنَا نَزَّلْنَا إِلَيْهِمُ الْمَلَائِكَةَ وَكَلَّمَهُمُ الْمَوْتى وَحَشَرْنَا عَلَيْهِمْ كُلَّ شَيْءٍ قُبُلاً مَا كانُوا لِيُؤمِنُوا إِلَا أَنْ يَشَاءَ اللّهُ» [٣] .
.اصل:«كُفُّوا عَنِ النَّاسِ، وَلَا يَقُولُ أَحَدٌ: عَمِّي وَأَخِي وَابْنُ عَمِّي وَجَارِي؛ فَإِنَّ اللّه َ إِذَا أَرَادَ بِعَبْدٍ خَيْراً، طَيَّبَ رُوحَهُ، فَلَا يَسْمَعُ مَعْرُوفاً إِلَا عَرَفَهُ، وَلَا مُنْكَراً إِلَا أَنْكَرَهُ، ثُمَّ يَقْذِفُ اللّه ُ فِي قَلْبِهِ كَلِمَةً يَجْمَعُ بِهَا أَمْرَهُ».
شرح: لَا يَقُولُ خبر است به معنى نهى . و در بعضِ نسخ : «لَا يَقُلْ» است. يعنى: خود را نگاه داريد از اختلاط با مخالفان . و نگويد كسى از شيعه ما كه : فلان مخالف ، عَمّ من است و اختلاط با او بر من لازم است ، تا شايد كه هدايت يابد . و فلان مخالف ، برادر من است و فلان مخالف ، پسر عمّ من است و فلان مخالف ، همسايه من است ؛ چه به درستى كه اللّه تعالى چون اراده كند به بنده ، عاقبت به خيرى را ، پاكيزه مى كند روح او را ، پس نمى شنود آيتى از آيات محكمات كتاب الهى را كه مضمون آن در همه شرايع انبياى مشهور و معروف بوده و در آنها نهى از انكار ربوبيّت اللّه تعالى به اختلاف از روى ظن است ، مگر آن كه آن را تصديق مى كند . و نمى شنود حديثى از احاديث موضوعه را كه مخالفِ آن ، معروف در محكمات كتاب الهى است ، مگر آن كه تصديق آن نمى كند ، بعد از آن مى اندازد اللّه تعالى به توفيق خود در دل او يك كلمه كه تصديق واقعى به «لَا إِلهَ إِلَا اللّهُ» باشد كه جمع مى كند اللّه تعالى به آن كلمه ، جميع اجزاى ايمان او را ؛ چه معلومش مى شود كه در اين كلمه «مُحَمّدٌ رَسُولُ اللّهِ» و «عَلِيٌّ وَصِيُّ رَسُولِ اللّهِ» تا آخرِ ائمّه ، مندرج است . و معلومش مى شود
[١] هود (١١) : ٣٤ .[٢] رعد (١٣) : ٣١ .[٣] انعام (٦) : ١١١ .