صافي در شرح کافي - قزوینی، خلیل - الصفحة ٥٨٣
لَمْ يُجْبِرْ به صيغه معلوم باب «نَصَرَ» يا باب اِفعال است . و اين ، براى دفع مذهب جهميّه و مذهب اَشاعره است . الْحَتْم (به فتح حاء بى نقطه و سكون تاء دو نقطه در بالا) : مضطرّ ساختن كسى را در كارى . و اين ، براى دفع مذهب فلاسفه و تابعان ايشان است و بيان شد در شرح عنوان باب سابق . حِينَ كَفَرَ كَانَ فِي إِرَادَةِ اللّهِ أَنْ يَكْفُرَ به معنى «عَلِمَ أَنَّهُمْ سَيَكْفُرُونَ فَأَرَادَ الْكُفْرَ لِعِلْمِهِ فِيهِمْ» است ، به قرينه فقره آينده . جمله وَهُمْ فِي إِرَادَةِ اللّهِ تا آخر ، عطف است بر «حِينَ كَفَرَ» . و ضمير جمع ، راجع است به رؤساى ضلالت و امثال ايشان از اشقيا . و ذكر اين جمله ، براى بيانِ اين است كه كافر دو قسم است: يكى آن كه از كفر خود برمى گردد و او سعيد است . و ديگرى آن كه برنمى گردد و او شقى است . «أَنْ» در أَنْ لَا يَصِيرُوا مصدريّه است و حمل مصدر بر ضمير «هُمْ» ، براى مبالغه است. يعنى: گفتم كه: پس بنابر چه عذاب مى كند زانى را؟ گفت كه: به سبب حجّت رسا و به سبب قدرى از استطاعت كه مصحّحِ تكليف است و جا داده در مكلّفان . بيانِ اين، آن كه : به درستى كه اللّه تعالى جبر نكرده كسى را بر معصيت و اراده نكرده اراده لازم ساختنِ انكار ربوبيّت را از كسى ، و ليك وقتى كه منكر ربوبيّت شد آن كس در علم اللّه تعالى ، بود در اراده اللّه اين كه منكر ربوبيّت شود آن كس . و رؤساى ضلالت و امثال ايشان در اراده اللّه و در علم او آنى اند كه نگردند سوى چيزى از طاعت .
.اصل: قُلْتُ: أَرَادَ مِنْهُمْ أَنْ يَكْفُرُوا؟ ق «لَيْسَ هكَذَا أَقُولُ، وَلكِنِّي أَقُولُ: عَلِمَ أَنَّهُمْ سَيَكْفُرُونَ، فَأَرَادَ الْكُفْرَ ؛ لِعِلْمِهِ فِيهِمْ، وَلَيْسَتْ [١] إِرَادَةَ حَتْمٍ، إِنَّمَا هِيَ إِرَادَةُ اخْتِيَارٍ».
[١] كافى مطبوع : + «هي» .