صافي در شرح کافي - قزوینی، خلیل - الصفحة ٥٧٦
چهارم اين كه : در صورتى كه مشيّت الهى مانع نشود ، وسعت قدرت به حدّى نمى رسد كه بنده مستقلّ در قدرت شود به تفويض دوم معتزله كه در شرح عنوان باب سابق گذشت.
[حديث ] دوم
.اصل: [مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيى وَعَلِيُّ بْنُ إِبْر سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللّه ِ عليه السلام عَنِ الِاسْتِطَاعَةِ .
شرح: چون حسن بصرى از معتزله بوده و قائل بوده به استقلال بنده در قدرت به تفويضِ دوّمِ معتزله و اين مرد آن را شنيده بوده ، اين سؤال كرده [است] . يعنى: روايت است از على بن حكم و عبد اللّه بن يزيد (به ياء دو نقطه در پايين مفتوحه) همگى از مردى از اهل بصره ، گفت كه: پرسيدم امام جعفر صادق عليه السلام را از وسعت تامّ در قدرت بنده بر مُكلّفٌ بِه كه چه وقت مى باشد و چگونه مى باشد؟
.اصل: فَقَالَ أَبُو عَبْدِاللّه ِ عليه السلام : «أَ تَسْتَطِيعُ أَنْ تَعْمَلَ مَا لَمْ يُكَوَّنْ؟» ، قَالَ: لَا، قَالَ: «فَتَسْتَطِيعُ أَنْ تَنْتَهِيَ عَمَّا قَدْ كُوِّنَ؟» قَالَ: لَا، قَالَ: فَقَالَ لَهُ أَبُو عَبْدِ اللّه ِ عليه السلام : «فَمَتى أَنْتَ مُسْتَطِيعٌ؟» ، قَالَ: لَا أَدْرِي.
شرح: قَالَ : لَا و نظايرش از قبيل التفات از تكلّم سوى غيبت است ، يا كلام على بن حكم و عبد اللّه بن يزيد است و از قبيل تغليبِ حال حكايت بر حالِ مَحكى است ، نظير آنچه مى آيد در «كِتَابُ الصَّلَاةِ» در حديث دوّمِ باب اوّل كه : «نَادى إِبْلِيسُ يَا وَيْلَه» [١] . و بر هر تقدير ، مقصود امام عليه السلام از دو سؤال اوّل ، تقرير اين است كه : استطاعت ، بعد از وقت فعل نمى باشد ، و اين ، براى تمهيدِ بيان حق است. يعنى: پس گفت امام جعفر صادق عليه السلام كه: آيا وسعتِ تامّ در قدرت دارى كه كنى اَلْحَال عبادتى را كه نشده در زمان ماضى به عنوان ادا نه قضا؟
[١] الكافي ، ج ٣ ، ص ٢٦٤ ، ح ٢ .