صافي در شرح کافي - قزوینی، خلیل - الصفحة ٥٥٣
وَلَكَانَ الْمُذْنِبُ أَوْلى بِالْاءِحْسَانِ مِنَ الْمُحْسِنِ ، مبنى بر اين است كه هرگاه افعال ، به اختيار بندگان نباشد ، يا هر كه به جبر بر بدى واداشته شده باشد ، عوض بايد كرد و عوض ، غيرِ ثواب است ؛ چه عوض ، نفعِ غير مقارنِ نوازش است و ثواب ، نفعِ مقارن نوازش است . وَلَكَانَ الْمُحْسِنُ أَوْلى بِالْعُقُوبَةِ مِنَ الْمُذْنِبِ ، به اين معنى است كه : اگر ضررى واقع شود بر كسى در آخرت ، نيكوكار اولى است به آن از بدكار. مخفى نماند كه مى توان احسان و عقوبت را بر ثواب و عقاب حمل كرد و منافات ندارد با بطلانِ ثواب و عقاب ؛ چه گاهى دليل ، مبنى بر فرضِ محال مى باشد . الْعُقْوبَة : عقاب ؛ و مراد اين جا ضرر است كه به عقاب ماند ، امّا عقاب نباشد. يعنى: پس گفت امير المؤمنين عليه السلام آن پيرمرد را كه آيا هنوز گمان مى برى كه تدبير اللّه تعالى كه آن را قضا و قدر مى گوييم قضايى باشد كه بى اختيار كردنِ بندگان در افعال ايشان باشد و قدرى باشد كه لازمِ ذات اللّه تعالى باشد ؛ به درستى كه اگر چنان مى بود ، هر آينه باطل مى شد ثواب و عقاب و امر و نهى و تحريص بر طاعات از جانب اللّه تعالى. تفسير اين آن كه : ساقط مى شد بازگشتِ وعده به بهشت و وعيد به جهنّم ؛ چه نمى بود استحقاق سرزنشى گناهكار را و نه استحقاق نوازشى نيكوكار را و هر آينه مى بود گناهكار ، سزاوارتر به نيكويىِ اللّه تعالى با او از نيكوكار و هر آينه مى بود نيكوكار سزاوارتر به ضرر از بدكار .
.اصل:«تِلْكَ مَقَالَةُ إِخْوَانِ عَبَدَةِ الْأَوْثَانِ، وَخُصَمَاءِ الرَّحْمنِ، وَحِزْبِ الشَّيْطَانِ، وَقَدَرِيَّةِ هذِهِ الْأُمَّةِ وَمَجُوسِهَا» .
شرح: چون هر يك از جبريّه و مفوّضه ، در دور بودن از حق شريك اند ، ليك مفوّضه از جبريّه مردودترند . جبريّه را تشبيه به مفوّضه كرده و برادرانِ مفوّضه گفته . عَبَدَة (به فتح عين بى نقطه و فتح باء يك نقطه) جمع عابد است . خُصَمَاء (به ضمّ خاء با نقطه و فتح صاد بى نقطه و الف ممدوده) جمع خَصيم (به