صافي در شرح کافي - قزوینی، خلیل - الصفحة ٥٣٦
شرح: لَحِقَ ، (به صيغه ماضى غايب معلومِ باب «عَلِمَ» است . مراد به شَقَاء اين جا ، ناعاقبت به خيرى است . و آن ، باعث شَقا است كه نشانِ ناعاقبت به خيرى است . حَتّى حرف ابتدا است و داخلِ جمله شده و افاده تأخّرِ مَابعدش از مَاقبلش مى كند حَقيقةً ، يا حكماً ؛ وَمَا نَحْنُ فِيهِ از قسم دوم است ؛ زيرا كه علم و حكم از روى علم ، مقدّم بِالزَّمان است بر لحوقِ شَقا ، به اعتبار اين كه علم ، ازلى است و حكم به عذاب ، اگر چه حادث است ، ليك پيش از لحوقِ شقا است بِالزَّمان ؛ زيرا كه در وقت قولِ «كُنْ مِلْحاً أُجَاجاً أَخْلُقَ مِنْكَ نَارِي وَأَهْلَ مَعْصِيَتي» است و لحوقِ شقا ، بعد از خلقِ ابدان و تكليف است ، ليك در حكم مقدّم است ، به اعتبار اين كه علم ، تابع معلوم است ، پس گويا كه اوّلاً لحوقِ شقا شده و بعد از آن علم و حكم متحقّق شده . حَكَمَ در اوّل ، به صيغه ماضى غايب معلومِ باب «نَصَرَ» است و ضمير مستتر ، راجع به اللّه تعالى است. لام در لَهُمْ براى استحقاق است ، مثل آيت سوره انفال: «وَأَنَّ لِلْكَافِرِينَ عَذَابُ النَّارِ» . [١] فِي براى تعليل است . بِالْعَذَابِ متعلّق به «حَكَمَ» است . و حكم به عذاب از روى علم ، عبارت است از نهادن نشانِ ناعاقبت به خيرى بر ايشان در وقت تكوينِ آب شورِ تلخ . حُكْم در دوم ، به ضمّ حاء و سكون كاف ، مبتدا و مضاف است . لَا يَقُومُ به صيغه مضارع غايب معلومِ باب «نَصَرَ» خبر مبتداست . الْقِيَام : ايستادگى كردن . لَهُ وبِحَقِّهِ متعلّق به «يَقُومُ» است . و ضمير ، راجع به حكم است . الْحَقّ : لايق و سزاوار . مراد اين است كه : كسى اسرار حكم الهى را نمى تواند دانست ، چنانچه لايق و سزاوار است . حاصل سؤال اين است كه : اگر لحوقِ شَقا ، موجِبى به وجوب سابق دارد ، بنابر
[١] انفال (٨) : ١٤ .