صافي در شرح کافي - قزوینی، خلیل - الصفحة ٥٣٥
الْاءِيمَانِ وَالْكُفْرِ» از ابى جعفر عليه السلام گفت كه: «إِنَّ اللّهَ ـ عَزَّ وَجَلَّ ـ قَبْلَ أَنْ يَخْلُقَ الْخَلْقَ قَالَ : كُنْ مَاءً عَذْباً أَخْلُقَ مِنْكَ جَنَّتِي وَأَهْلَ طَاعَتِي ، وُكُنْ مِلْحاً أُجَاجاً أَخْلُقَ مِنْكَ نَارِي وَأَهْلَ مَعْصِيَتِي» ؛ [١] چه از آن حديث معلوم مى شود كه هيچ مكلّف ، مخلوق نمى شود در بدن ، بى نشانى كه مخلوق شده باشد پيش از خلقِ او در بدن . لَمْ يُحِبَّهُ أَبَداً دلالت مى كند بر اين كه آنچه در ادعيه مأثوره واقع شده از طلب سعادت بر تقديرِ فرضِ شَقا ، قسمى از مَجاز است و طلبِ حقيقى نيست ، بلكه ذكر آن ، از كمال رغبت در ثواب و ترس از عذاب است و آن ، ثواب دارد. يعنى: روايت است از امام جعفر صادق عليه السلام گفت كه: به درستى كه اللّه تعالى آفريد نشانِ عاقبت به خيرى و نشان ناعاقبت به خيرى را پيش از آن كه آفريند مكلّفان را در ابدان ، پس هر كه آفريده او را اللّه تعالى با نشانِ عاقبت به خيرى ، كراهت ندارد او را هرگز و اگر عملِ بد كند ، كراهت دارد عمل او را و كراهت ندارد او را . و اگر بوده باشد با نشانِ ناعاقبت به خيرى ، دوست نمى دارد او را هرگز و اگر عملِ خوب كند ، دوست مى دارد عمل او را و كراهت دارد او را ؛ چه مى داند آنچه را كه بازگشت سوى آن خواهد كرد . پس چون دوست داشت اللّه چيزى را ، خواه مكلّف و خواه عمل ، كراهت نمى دارد آن را هرگز . و چون كراهت كرد چيزى را ، خواه مكلّف و خواه عمل ، دوست نمى دارد آن را هرگز.
[حديث ] دوم
.اصل: [عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدٍ رَفَعَهُ، عَنْ شُعَ «أَيُّهَا السَّائِلُ، حُكْمُ اللّه ِ ـ عَزَّ وَجَلَّ ـ لَا يَقُومُ لَهُ أَحَدٌ مِنْ خَلْقِهِ بِحَقِّهِ» .
[١] الكافي ، ج ٢ ، ص ٦ ، ح ١ .