صافي در شرح کافي - قزوینی، خلیل - الصفحة ٥١٥
او ، پس اگر مقدور او مى بود مى كرد ، پس تدبير را به ايشان واگذاشته و به اين اعتبار ، معتزله را قَدَريّه و مفوّضه نيز مى نامند . و در كتاب توحيد ابن بابويه در «بَابُ الْقَضَاءِ وَالْقَدَرِ» مروى است از امام جعفر صادق عليه السلام كه گفته: به درستى كه قدريّه ، مجوس اين امّت اند و ايشان جمعى اند كه اراده كرده اند كه حفظ عدالت اللّه تعالى كنند ، پس بيرون كرده اند اللّه تعالى را از سلطنت ربوبيّت . [١] پس حاصلِ ردّ ، اين است كه : در مملكت او فعلى بى تدبير او نمى شود ، بلكه چهار قسم تدبير از اللّه تعالى تا نشود فعل از بنده سر نمى زند به قدرت و اختيار . و اگر يكى از آن چهار تدبير نباشد ، بنده اختيار ترك آن فعل خواهد كرد . و مراد به إِذْن (به كسر همزه و سكون ذال با نقطه) ترك احداثِ اللّه تعالى ، مانع عقلى از فعل بنده است در وقت آن فعل با وجود قدرت او بر آن احداث . و مراد به مانع عقلى ، چيزى است كه بيرون برد بنده را از قدرت . و قيد عقلى ، براى احتراز از ترك احداثِ مانع علمى است كه در چهار صفت سابق ، معتبر است . و اثبات اذن در خصال سبع ، براى ردّ بر معتزله قدريّه است و ايشان را مفوّضه نيز مى نامند ؛ چون قائل اند به اين كه بنده مستقلّ است در قدرت بر فعل و ترك خود ، بنابر اين كه قدرت بنده را كه مناط تكليف و ثواب و عقاب است قبل از وقت فعل و ترك ، واقع مى شمرند. و اكثر ايشان مى گويند كه : در وقت فعل و ترك ، قدرت برطرف مى شود . و اقلّ ايشان مى گويند كه : برطرف نمى شود ، ليك فعل يا ترك به آن صادر نمى شود ، بلكه به قدرت سابقه بر آن وقت صادر مى شود ، پس قائل اند به اين كه اللّه تعالى قادر نيست بر اين كه در وقت فعل و ترك ، مانع عقلى از آن فعل يا ترك احداث كند ، و اِلّا در سابق بر آن وقت ، قدرت مناط تكليف و ثواب و عقاب نخواهد بود. و جوابِ ايشان چنانچه ابن بابويه در كتاب خود در توحيد روايت كرده از امام
[١] نصّ روايت اين چنين است : «إنّ القدريّة مَجُوس هذه الاُمّة ، وهم الذين أرادوا أن يصفوا اللّه بعدله ، فأخرجوه من سلطانه» . التوحيد ، ص ٣٨٢ ، ح ٢٩ .[٢] التوحيد ، ص ٣٥٢ ، ح ٢٣ .[٣] بقره (٢) : ٢٣٥ .