صافي در شرح کافي - قزوینی، خلیل - الصفحة ٥١
منصوب است به فعلِ محذوف به تقدير «أعْطِ» . الْمُعَوَّل (به ضمّ ميم و فتح عين بى نقطه و تشديد واو مفتوحه) اعتماد . كَيْتَ به فتح كاف و سكون ياء دونقطه در پايين و فتح تاء دونقطه در بالا) به معنى «چنين است» . يعنى : روايت است از محمّد بن اسحاق ، گفت كه: به درستى كه عبد اللّه زنديق پرسيد هشام بن الحكم را ، به اين روش كه گفت كه: آيا تو را صاحبِ كلّ اختيارى هست؟ پس هشام گفت كه: بلى. گفت كه: آيا تواناست او؟ گفت كه: آرى ، تواناست ؛ مستقلّ است در توانايى بر هر چيز. گفت كه: توانايى دارد كه داخل كند دنيا را در تخم مرغى بر حالى كه بزرگ نشود تخم مرغ و كوچك نشود دنيا؟ هشام گفت كه: مهلت ده تا جواب گويم. پس گفت او را كه: به تحقيق ، مهلت دادم تو را يك سال . بعد از آن ، بيرون رفت از نزد هشام . پس سوار شد هشام ، متوجّه شد سوى امام جعفر صادق عليه السلام . پس رخصت خواست كه داخل شود . پس رخصت داد او را . پس گفت امام را كه: اى فرزند رسول اللّه صلى الله عليه و آله ! وارد ساخت بر من عبد اللّه زنديق سؤالى كه نيست اعتماد در جواب آن ، مگر بر اللّه تعالى و بر تو . پس گفت او را امام جعفر صادق عليه السلام كه: از چه چيز سؤال كرد تو را؟ پس گفت هشام كه: گفت مرا چنين و چنين. مراد اين است كه : نقل كرد حكايتى را كه گذشته بود ميان ايشان .
.اصل: فَقَالَ أَبُو عَبْدِ اللّه ِ عليه السلام : «يَا هِشَامُ، كَمْ حَوَاسُّكَ؟» قَالَ: خَمْسٌ . قَالَ: «أَيُّهَا أَصْغَرُ؟» قَالَ: النَّاظِرُ . قَالَ: «وَكَمْ قَدْرُ النَّاظِرِ؟» قَالَ: مِثْلُ الْعَدَسَةِ أَوْ أَقَلُّ مِنْهَا . فَقَالَ لَهُ: «يَا هِشَامُ، فَانْظُرْ أَمَامَكَ وَفَوْقَكَ ، وَأَخْبِرْنِي بِمَا تَرى» فَقَالَ: أَرى سَمَاءً وَأَرْضاً وَدُوراً وَقُصُوراً وَبَرَارِيَ وَجِبَالاً وَأَنْهَاراً . فَقَالَ لَهُ أَبُو عَبْدِ اللّه ِ عليه السلام : «إِنَّ الَّذِي قَدَرَ أَنْ يُدْخِلَ الَّذِي تَرَاهُ الْعَدَسَةَ أَوْ أَقَلَّ مِنْهَا قَادِرٌ أَنْ