صافي در شرح کافي - قزوینی، خلیل - الصفحة ٤٨٨
باب بيست و چهارم
اصل: بَابُ الْبَدَاءِ
شرح: بَدَاء (به فتح باء يك نقطه و دال بى نقطه و الف ممدوده) مصدر معتلّ اللّامِ واوىِ باب «نَصَرَ»است و در چند معنى مستعمل مى شود: اوّل: تجدّد اختيار كارى براى كسى. و به عبارتى ديگر اين كه رودهد براى كسى كارى مطلقاً به معنى حال شدنِ كار كسى براى آن كس بعد از مستقبل بودن آن براى آن كس و پيش از ماضى شدن آن براى آن كس. و موافق اين است آنچه گذشت در حديث سوّمِ باب چهاردهم كه: «وَمَا يَبْدُو لَهُمْ بَعْدَ ذلِكَ مِنَ الْفِعْلِ» [١] . و اثبات بَداء به اين معنى براى اللّه تعالى، ابطالِ قول يهود و تابعان ايشان است كه مى گويند: «يَدُ اللَّهِ مَغْلُولَةٌ» [٢] و «إِنَّ اللّهَ قَدْ فَرَغَ مِنَ الْأَمْرِ فَلَيْسَ يُحْدِثُ شَيْئاً» [٣] و مرادشان اين است كه: در افعال اللّه تعالى مستقبل و حال و ماضى نمى باشد، بلكه جميع حوادث متعاقبه زمانيّه غير متناهيه، يك بار از او صادر شده در ظرفى كه غير زمان است و آن را «دهر» مى نامند و فلاسفه نيز موافق ايشان اند. و دلايل بر ثبوت بَداء به اين معنى براى اللّه تعالى و بطلانِ قول يهود و تابعان ايشان، مفصّل شده در كتاب توحيد ابن بابويه در «بَاُب مَجْلِسِ الرِّضَا عليه السلام مَعَ سُلَيْمَانِ الْمَرْوَزِيِّ مُتَكَلِّمِ خُرَاسَانَ عِنْدَ الْمَأْمُونِ فِي التَّوْحِيدِ» كه: قال: «مَا أَنْكَرْتَ مِنَ الْبَدَاءِ يَا
[١] الكافي، ج ١، ص ١٠٩، ح ٣.[٢] مائده (٥): ٦٤.[٣] التوحيد، ص ٣٣٥ و ص ٤٤٤.