صافي در شرح کافي - قزوینی، خلیل - الصفحة ٤٨٠
پس گردانيد رضاى ايشان را به جاى رضاى خود و غضب ايشان را به جاى غضب خود؛ چه گردانيده ايشان را خوانندگانِ مردمان سوى او و راهنمايان مردمان بر او، پس براى آن گرديده اند چنان. و نيست معنى آن اين كه: مى رسد به اللّه تعالى غضب، چنانچه مى رسد به خلق او، ليك اين است كه گفتيم بازگشتِ آنچه گفته از جمله امثال آن غضب؛ و به تحقيق گفته در حديث قدسى: هر كه خوار سازد دوست مرا، پس به تحقيق در معركه بيرون آمده به جنگ من و طلبيده مرا سوى جنگ با خود [١] . و گفته در سوره نساء: هر كه اطاعت كند رسول را، پس به تحقيق اطاعت كرده اللّه تعالى را. و گفته در سوره فتح: به درستى كه آن جماعت كه بيعت مى كنند تو را، جز اين نيست كه بيعت مى كنند اللّه تعالى را. دست اللّه تعالى، بالاى دست هاى ايشان است؛ چون دست رسول، بالاى آنها است، پس جميع آنچه گفتيم و هر چه مانند آن است، بر اين نهج است كه ذكر كردم براى تو از مَجاز. و همچنين است رضا و غضب و غير آن دو از چيزهايى كه مانند آن است، به معنى اين كه از كيفيّات است.
.اصل:«وَلَوْ كَانَ يَصِلُ إِلَى اللّه ِ الْأَسَفُ وَالضَّجَرُ ـ وَهُوَ الَّذِي خَلَقَهُمَا وَأَنْشَأَهُمَا ـ لَجَازَ لِقَائِلِ هذَا أَنْ يَقُولَ: إِنَّ الْخَالِقَ يَبِيدُ يَوْماً مَا؛ لِأَنَّهُ إِذَا دَخَلَهُ الْغَضَبُ وَالضَّجَرُ، دَخَلَهُ التَّغَيُّرُ ، وَإِذَا دَخَلَهُ التَّغَيُّرُ لَمْ يُؤْمَنْ عَلَيْهِ الْاءِبَادَةُ، ثُمَّ لَمْ يُعْرَفِ الْمُكَوِّنُ مِنَ الْمُكَوَّنِ ، وَلَا الْقَادِرُ مِنَ الْمَقْدُورِ عَلَيْهِ، وَلَا الْخَالِقُ مِنَ الْمَخْلُوقِ، تَعَالَى اللّه ُ عَنْ هذَا الْقَوْلِ عُلُوّاً كَبِيراً؛ بَلْ هُوَ الْخَالِقُ لِلْأَشْيَاءِ لَا لِحَاجَةٍ، فَإِذَا كَانَ لَا لِحَاجَةٍ، اسْتَحَالَ الْحَدُّ وَالْكَيْفُ فِيهِ، فَافْهَمْ إِنْ شَاءَ اللّه ُ تَعَالى».
شرح: الضَّجَر (به فتح ضاد با نقطه و فتح جيم و راء بى نقطه، مصدر باب «عَلِمَ»): غمگين شدن. وَهُوَ الَّذِي خَلَقَهُمَا اشارت است به آيت سوره انعام و رعد و زمر و مؤمن: «خَالِقُ كُلِّ شَىْ ءٍ» [٢] .
[١] نصّ اين حديث چنين است: «مَنْ أَهَان لِي وَلِيّا فَقَدْ بَارَزَنِي بِالْمُحَارَبَةِ وَدَعَانِي إِلَيْهَا». الكافي، ج ١، ص ١٤٤، باب النوادر، ح ٦؛ التوحيد، ص ١٦٨، ح ٢؛ معاني الأخبار، ص ١٩، ح ٢.[٢] انعام (٦): ١٠٢؛ رعد (١٣): ١٦؛ زمر (٣٩): ٦٢؛ غافر (٤٠): ٦٢.[٣] الكافي، ج ١، ص ١٢٠، ح ٢.[٤] ر.ك: شرح المقاصد، ج ١، ص ١١٧.[٥] بقره (٢): ٢٥٩.[٦] الكافي، ج ١، ص ١٣٩، ح ٥ .