صافي در شرح کافي - قزوینی، خلیل - الصفحة ٤٦٠
فَلَا مَدْفَعَ لِقُدْرَتِهِ اشارت است به اين كه اوّل آنچه بنده مى شناسد به آن ربّ خود را، قدرت بر تكوينِ چيزى به قول «كُنْ» و محض نفوذ اراده است. يعنى: آن كس است كه پنهان است از پنهان هاى چيزها. و ظاهر است بودن او به آنچه ديده مى شود در مخلوقات او كه علامت هاى تدبير اوست. آن كس است كه پرسيده شدند پيغمبران از كنه ذات او، يا شخص او، پس بيان نكردند او را به اسم جامدِ محضى كه تمام حقيقت او باشد و نه به اسم جامد محضى كه بعض حقيقت او باشد، بلكه بيان كردند او را به فِعال او و راه نمودند بر او به نشان هاى عجيب او. استطاعت ندارند عقل هاى نظر كنندگان به قصد علم به احوال اين جهان، انكارِ بودن او را؛ چه كسى كه باشد آسمان ها و زمين است از ستارگان و معادن و مانند آنها و آنچه ميان زمين و آسمان است از هوا و ابر و باران و مانند آنها؛ و اوست و بس سازنده آنها، پس دفع نيست قدرت او را.
.اصل:«الَّذِي نَأى مِنَ الْخَلْقِ، فَلَا شَيْءَ كَمِثْلِهِ، الَّذِي خَلَقَ خَلْقَهُ لِعِبَادَتِهِ، وَأَقْدَرَهُمْ عَلى طَاعَتِهِ بِمَا جَعَلَ فِيهِمْ، وَقَطَعَ عُذْرَهُمْ بِالْحُجَجِ، فَعَنْ بَيِّنَةٍ هَلَكَ مَنْ هَلَكَ، وَبِمَنِّهِ نَجَا مَنْ نَجَا، وَلِلّهِ الْفَضْلُ مُبْدِئاً وَمُعِيداً».
شرح: نَأى، به فتح نون و همزه و الف منقلبه از ياء است. فاء براى بيان است. لَا شَيْءَ كَمِثْلِهِ مضمون آيت سوره شورى است كه بيان شد در شرح حديث سومِ باب چهارم كه «بَابُ أَدْنَى الْمَعْرِفَة» است. خَلَقَ خَلْقَهُ لِعِبَادَتِهِ اشارت است به آنچه در سوره ذاريات است كه: «وَ ذَكِّرْ فَإِنَّ الذِّكْرَى تَنفَعُ الْمُؤْمِنِينَ * وَ مَا خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الْاءِنسَ إِلَا لِيَعْبُدُونِ» [١] خواه ضمير جمع، راجع به مُؤْمِنِين باشد و مراد اين باشد كه: اگر پرستش مؤمنان معلومِ او نمى بود، خلق نمى كرد؛ و خواه راجع به جنّ و انس باشد و مراد اين باشد كه: اگر تعريضِ ثواب و عقاب به تكليف به عبادت نمى بود، خلق نمى كرد.
[١] ذاريات (٥١): ٥٥ و ٥٦ .