صافي در شرح کافي - قزوینی، خلیل - الصفحة ٤٢٤
اركان است، رفيع بناست، بزرگ پادشاهى است، مُشرفِ نعمت ها است، بلند آسمان است.
.اصل: الَّذِي يَعْجِزُ الْوَاصِفُونَ عَنْ كُنْهِ صِفَتِهِ، وَلَا يُطِيقُونَ حَمْلَ مَعْرِفَةِ إِلهِيَّتِهِ، وَلَا يَحُدُّونَ حُدُودَهُ؛ لِأَنَّهُ بِالْكَيْفِيَّةِ لَا يُتَنَاهى إِلَيْهِ».
شرح: يَعْجِزُ از باب «ضَرَبَ» و «عَلِمَ» است. وَاصِفُون عبارت است از ثناگويان. الْكُنْه (به ضمّ كاف و سكون نون و هاء): مقدار؛ و مراد اين جا تفصيل است. الصِّفَة: ثناگويى، و آنچه به آن ثنا گفته مى شود مثل علم و قدرت. و هر دو اين جا مناسب است. و از جمله دلايل عجزِ واصفان از كنه صفتش اين است كه بعضِ اجزاى اسم اعظم، معلوم غير اللّه تعالى نيست، چنانچه مى آيد در «كِتَابُ الْحُجَّة» در احاديثِ «بَابُ مَا أُعْطِيَ الْأَئِمَّةُ مِنِ اسْمِ اللّهِ الْأَعْظَمِ» كه باب سى و ششم است. الْاءِطَاقَة: تاب آوردن. الْاءِلهِيَّة (به كسر همزه و لام و الف و كسر هاء و تشديد ياء نسبت و تاء مصدريّه): استحقاق عبادت؛ و مراد اين جا ولىّ نعمت بودن است كه باعث استحقاق عبادت است؛ زيرا كه جميع عبادات، شكر نعمت است. إِلهِيَّتِهِ به تقدير «كُنْهِ إِلهِيَّتِهِ» است. و اين، اشارت است به امثال آيت سوره ابراهيم: «وَ إِن تَعُدُّواْ نِعْمَةَ اللَّهِ لَا تُحْصُوهَآ» [١] و ذكر اين فقره بعد از فقره اوّلى، براى ترقّى در بيان عجز است؛ زيرا كه وصف به كنه إِلهِيَّة، بعضِ كنه صفت است و وصف، فرعِ معرفت است، پس عجز از معرفت كنه اِلهيّة، مستلزم عجز از كنه صفت است به طريق اولى. لَا يَحُدُّونَ (به حاء بى نقطه و تشديد دال بى نقطه) از باب «نَصَرَ» است. الْحَدّ: تميز. يا به جيم و تخفيف و دال بى نقطه، از معتلّ الفاءِ واوىِ باب «ضَرَبَ» است. الوُجُود: ادراك. الْحُدُود: اطراف. جمع آن، به اعتبار تعدّد واصفان است. حُدُودَهُ به تقدير «كُنْهِ حُدُودَهُ» است. و ضمير، راجع به «إِلهِيَّة» است. و تذكير به اعتبار اين است كه مصدر است. و مراد اين است كه: هيچ واصفى تميز نمى تواند كرد كُنه طرف اِلهيّت او را؛ به
[١] ابراهيم (١٤): ٣٤؛ نحل (١٦): ١٨.