صافي در شرح کافي - قزوینی، خلیل - الصفحة ٤١١
. فَمِنْ شَيْءٍ صَنَعَ، وَاللّه ُ لَا مِنْ شَيْءٍ صَنَعَ مَا خَلَقَ، وَكُلُّ عَالِمٍ فَمِنْ بَعْدِ جَهْلٍ تَعَلَّمَ، وَاللّه ُ لَمْ يَجْهَلْ وَلَمْ يَتَعَلَّمْ، أَحَاطَ بِالْأَشْيَاءِ عِلْماً قَبْلَ كَوْنِهَا، فَلَمْ يَزْدَدْ بِكَوْنِهَا عِلْماً، عِلْمُهُ بِهَا قَبْلَ أَنْ يُكَوِّنَهَا كَعِلْمِهِ بَعْدَ تَكْوِينِهَا».
شرح: ابتدا كرد آنچه را كه آفريده بى نمونه كه گذشته باشد از آفريدگارى ديگر و بى مشقّتى و بى آزارى. و هر سازنده چيزى، از مادّه مى سازد و اللّه تعالى، بى مادّه ساخته آنچه را كه اختراع كرده و آفريده از آن آسمان ها و زمين و مانند آنها را. و هر دانايى بعد از ندانستن ياد مى گيرد و اللّه تعالى هرگز نادان نبوده و ياد نگرفته؛ احاطه كرده به چيزها علمِ او پيش از بودنِ آنها، پس زياد نشده به بودنِ آنها به اعتبار علم. بيانِ اين آن كه: علم او به آنها پيش از آن كه احداث كند آنها را، مثل علم اوست بعد از احداث آنها.
.اصل:«لَمْ يُكَوِّنْهَا لِتَشْدِيدِ سُلْطَانٍ، وَلَا خَوْفٍ مِنْ زَوَالٍ وَلَا نُقْصَانٍ، وَلَا اسْتِعَانَةٍ عَلى ضِدٍّ مُثاوِرٍ [١] ، وَلَا نِدٍّ مُكَاثِرٍ، وَلَا شَرِيكٍ مُكَابِرٍ، لكِنْ خَلَائِقُ مَرْبُوبُونَ، وَعِبَادٌ دَاخِرُونَ» .
شرح: مُثَاوِر، به ثاء سه نقطه و كسر واو و راء بى نقطه است. مُكاثر (در اوّل، به كسر ثاء سه نقطه و راء بى نقطه) به معنى همجنگ است كه به وسيله كثرتِ لشكر، طلب غلبه مى كند. مُكَابِر (در دوم، به كسر باء يك نقطه و راء بى نقطه) به معنى طالبِ غلبه به وسيله بزرگى است. يعنى: احداث نكرده چيزها را براى محكم كردنِ سلطنتى و نه براى ترس از برطرف شدنى و نه ناقص شدنى و نه براى مدد جستن بر دشمنى همجنگ و نه بر مثلى همچشم و نه بر شريكى در ربوبيّت كه بزرگى كند بر او؛ ليك همه كسانِ مخلوقان در تحت تدبير اويند و بندگانِ خوار و زار اويند.
.اصل:«فَسُبْحَانَ الَّذِي لَا يَؤُودُهُ خَلْقُ مَا ابْتَدَأَ، وَلَا تَدْبِيرُ مَا بَرَأَ، وَلَا مِنْ عَجْزٍ وَلَا مِنْ فَتْرَةٍ بِمَا خَلَقَ اكْتَفى، عَلِمَ مَا خَلَقَ، وَخَلَقَ مَا عَلِمَ، لَا بِالتَّفْكِيرِ فِي عِلْمٍ
[١] كافى مطبوع: «مُناو».