صافي در شرح کافي - قزوینی، خلیل - الصفحة ٤٠٤
يعنى: مانده شده نرسيده به دريافتنِ صفات اللّه تعالى خوش بيانىِ زبان ها، خواه عربى و خواه فارسى و خواه غير آنها. و كم شده در اللّه تعالى خصوصيّات و اقسام اين صفات كه در اذهان خلايق درآمده. و حيران مانده در قدرت و پادشاهى اللّه تعالى دورها از راه هاى فكر. و عاجز بِالْكُلّيّه شده نرسيده به ماهر شدن در صفت علمِ اللّه تعالى كلماتى كه هر كدام، جامعِ معانى بسيار است از جمله بيان علمِ اللّه تعالى. و واسطه شده نرسيده به غيب مكنونِ او حجاب هاى بسيار از جمله غيبها كه كم شده در نزديك تر نزديك ترهاى آن غيوب ـ مثل اين كه در پسِ اين ديوار چه چيز است ـ سبكِ سِيْرهاى عقل ها در دقايق مسائل، چه جاى غيب هاى ديگر.
.اصل:«فَتَبَارَكَ [١] الَّذِي لَا يَبْلُغُهُ بُعْدُ الْهِمَمِ، وَلَا يَنَالُهُ غَوْصُ الْفِطَنِ، وَتَعَالَى الَّذِي لَيْسَ لَهُ وَقْتٌ مَعْدُودٌ، وَلَا أَجَلٌ مَمْدُودٌ، وَلَا نَعْتٌ مَحْدُودٌ».
شرح: فاء براى تفريع بر وَحَالَ دُونَ غَيْبِهِ تا آخر است، يا براى تفريع بر كَلَّ دُونَ صِفَاتِهِ تا آخر است. لام در لَهُ براى ملكيّت است، به اعتبار اين كه هر يك از وقت حوادث و اجل آنها و نَعت اهلِ نعت، مخلوق اللّه تعالى است. وَقْت اين جا، عبارت است از مدّت كون حادث در جانبِ ماضى. و أَجَل اين جا، عبارت است از مدّت كون حادث در جانب مستقبل به قرينه مقابله. و نَعْت (به فتح نون و سكون عين بى نقطه و تاء دو نقطه در بالا) عبارت است از بيانِ عظمت. صاحب قاموس گفته كه: «الْوَقْتُ: الْمِقْدَارُ مِنَ الدَّهْرِ، وَأَكْثَرُ مَا يُسْتَعْمَلُ فِي الْمَاضِي». [٢] و گفته كه: «الْأَجَلُ، مُحَرَّكَةٌ: غَايَةُ الْوَقْتِ فِي الْمَوْتِ، وَحُلُولُ الدِّينِ، وَمُدَّةُ الشَّيْءِ». [٣] و ابن اثير در نهاية گفته كه: «النَّعْتُ: وَصْفُ الشَّيْءِ بِمَا فِيهِ مِنْ حُسْنٍ، وَلَا يُقَالُ فِي الْقَبِيحِ إِلَا أَنْ يَتَكَلَّفَ مُتَكَلِّفٌ، فَيَقُولُ: نَعْتُ سُوءٍ وَالْوَصْفُ يُقَالُ فِي الْحُسْنِ وَالْقَبِيحِ» [٤] .
[١] كافى مطبوع: + «اللّه ».[٢] القاموس المحيط، ج ١، ص ١٦٠ (وقت).[٣] القاموس المحيط، ج ٣، ص ٣٢٧ (أجل).[٤] النهاية، ج ٥ ، ص ٧٩ (نعت).