صافي در شرح کافي - قزوینی، خلیل - الصفحة ٣٨٦
تعالى است و بلند و واضح كرده در آن علامتِ علم و قدرت هر چيز را كه مردمان احتياج سوى دانستنِ آن داشته باشند، بعد از آن اسناد كرده برداشتنِ عرش را سوى غير خود كه جمعى از جمله مخلوقان او باشند، بنابر اين كه او بندگى فرموده مخلوقان خود را به وسيله برداشتنِ آن جمع، عرشِ او را و آن جمع، بردارندگانِ علم اللّه تعالى اند. و بندگى فرموده جمعى را كه تسبيح مى كنند در دور عرش او به وسيله برداشتن آن جمعِ اوّل عرشِ علم او را و ايشان عمل مى كنند بى اشتباه و دغدغه به علم او. و بندگى فرموده جمعى از ملائكه را كه مى نويسند اعمال بندگان اللّه تعالى را به وسيله برداشتن آن جمع اوّل عرشِ علم او را؛ و حال آن كه اللّه تعالى به تحقيق بندگى فرموده اهل زمين را به وسيله گرديدن در دور خانه او كه كعبه است.
.اصل:«وَاللّه ُ عَلَى الْعَرْشِ اسْتَوى كَمَا قَالَ. وَالْعَرْشُ وَمَنْ يَحْمِلُهُ وَمَنْ حَوْلَ الْعَرْشِ ، وَاللّه ُ الْحَامِلُ لَهُمُ، الْحَافِظُ لَهُمُ، الْمُمْسِكُ، الْقَائِمُ عَلى كُلِّ نَفْسٍ، وَفَوْقَ كُلِّ شَيْءٍ، وَعَلى كُلِّ شَيْءٍ، وَلَا يُقَالُ: مَحْمُولٌ، وَلَا أَسْفَلُ ـ قَوْلاً مُفْرَداً لَا يُوصَلُ بِشَيْءٍ ـ فَيَفْسُدُ اللَّفْظُ وَالْمَعْنى».
شرح: چون فارغ شد از بيان آيت سوره حاقّه و آيت سوره مؤمن، شروع كرد در بيان آيت سوره اعراف و يونس و رعد و فرقان و تنزيل و حديد كه: «ثُمَّ اسْتَوى عَلَى الْعَرْشِ» [١] و آيت سوره طه كه: «الرَّحْمَـنُ عَلَى الْعَرْشِ اسْتَوَى» [٢] براى اشعار به اين كه عرش در اين آيات نيز به معنى علامتِ علم و قدرت است و آن كتاب اللّه است. و بيان آيت سوره طه گذشت در شرح حديث هفتمِ باب سابق. كَمَا قَالَ متعلّق به ظرف در «عَلَى الْعَرْش» است و اشارت است به اين كه اين مضمون در چند سوره است كه مذكور شد. وَالْعَرْش مبتداست. واو در وَمَنْ يَحْمِلُهُ به معنى «مَعَ» است، يا عاطفه است. و بنابر اوّل، خبرِ مُبتداى مقدّر است پيش از واو. و بنابر دوم، مقدّر است بعد از واو، نظيرِ كُلُّ
[١] اعراف (٧): ٥٤ ؛ يونس (١٠): ٣؛ رعد (١٣): ٢؛ فرقان (٢٥): ٥٩ ؛ سجده (٣٢): ٤؛ حديد (٥٧): ٤.[٢] طه (٢٠): ٥ .